تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
پديد آيد و خون ترابيدن گيرد يا از امتلاء همه تن از خون و فزون آمدن آن از غذاء اندامها ، و اين كسى را افتد كه طعامهاء قوى خورد و رياضت كمتر كند . و ممكنست كه اندامى از كسى جدا كنند چون دست و پاى و جراحت آن بسته شود و نصيب آن اندام از خون اندر تن بماند و امتلاء خونى پديد آيد . يا باز ايستادن خونى كه استفراغ آن عادت باشد ، چون خون حيض و بواسير . يا بادى كه زندرون رگها تولّد كند و رگ را بطرقاند . يا سردى و خشكى بر آلتهاء دم زدن غلبه كند ، و بدان سبب اندر حركت انبساطى ، رگى بطرقد . يا رطوبت غلبه گيرد و رگها آغشته و سست گردد ، خون از رگها ترابيدن گيرد و بقصبهء شش اندر آيد . يا پيوسته حرارتى بآلتهاء دم زدن مىرسد ، چون حرارت آفتاب و آتش و گرمابه . علامات آن ، آنچ از حنجره و مرى باشد خون به آب باشد و بىسرفه و بىتنحنح برآيد . و آنچه از شش باشد بسرفه سخت برآيد كم‌رنگ و رقيق و با كفك باشد ، و اگرچه با سرفه سخت برآيد با درد نباشد ، و هر چند روزى بيستد و باز برآمدن گيرد . و آنچه از رگهاء شش برآيد ، خونى گرم‌تر و بقوام‌تر و بسيارتر و رنگين‌تر باشد ، و كفك‌ناك باشد . و آنچه از رگهاء سينه برآيد ، خونى سياه و غليظ و اندك باشد و از كفك خالى نباشد ، و بسرفهء سخت برآيد و با درد باشد . در جمله آنچه از شكافتن رگى باشد خون‌ناب و بسيار بود . و اگر سبب شكافتن رگ ، تيزى خون باشد يا تيزى خلطى كه با خون آميخته باشد ، با تب باشد ، و تدبيرهاء گذشته بر آن گواهى دهد . و آنچه از امتلاء خون و گشاده شدن سر رگى باشد خون‌ناب و بسيار و بىدرد برآيد ، و از برآمدن آن راحتى پديد آيد . و آنچه از آماس شش برآيد ، علامتهاء ذات الرّيه بر آن گواهى دهد . و آنچه از معده برآيد يا از جگر و سپرز ، بقى برآيد بىسرفه . و ببايد دانست كه آنچ از سينه برآيد بدان خطرناكى نيست كه از قرحهء شش برآيد . و آنچه از شش بآماس خونى برآيد هم بدان خطرناكى نيست كه از قرحهء شش برآيد . و اگر كسى را از شش خون برآيد ، بيم باشد كه ريش گردد و اگر برآيد و بيستد و باز برآمدن گيرد علامت آن باشد كه ريش گشت و اين‌بار دوم از ريش مىبرآيد . علاج آن ، طريق بازداشتن