برآمده است در خورد اندامهاء او باشد ، كوچك و ضعيف و نازك .
و اگر طفل را باوّل آفرينش دندان آفريده شدى ، يا در خورد او بودى ، ضعيف و نازك ، يا قوى بودى ؛ اگر ضعيف و در خورد او بودى ، پس ضعيف بايستى تا درخور او آمدى ، و اگر قوى بودى ناسازنده بودى پس از روى حكمت اوليتر آن بود كه مايهء دندانها آماده باشد تا از پس مدّتى كه استخوانها بزرگتر و محكمتر شود و از بهر غذا بدندان حاجت آيد ، دندان برآيد .
و سبب افتادن دندان بهفت سالگى آنست كه دندانهاء نخستين ضعيف باشد ، طبيعت بفرمان آفريدگار تبارك و تعالى بر سبيل تسخير آن را بفكند و ديگر قوىتر كه قوّت و طاقت كار همه عمر دارد ، برآرد .
و نيز معلومست كه چون طفل هفتساله شد ، استخوانهاء اندامهاء او بزرگ شود ، جاى بيخ دندانها بضرورت فراخ گردد ، و دندانها جنبان شود و بيوفتد ، و بديگر قوىتر حاجت آيد .
حكم ايزدى آن اقتضا كرد كه ماده آماده باشد تا طبيعت بوقت حاجت خويش ، ديگر برآرد محكمتر باذن اللّه عز و جل .
و آنچه بعضى مردمان مىگويند كه بعضى پيران درازعمر را دندانهاء افتاده باز مىبرآيد ، عجب نيست ، لكن شخصى را مادهء دندانها تمامتر افتد ، چنان كه ماده انگشتها ، و چنان كه بعضى را دندان فزونى برآيد آن را بتازى الشاغيه گويند .
و بعضى را از پس بلوغ ، دندان خرد برآيد ، از آن ماده باشد و الله اعلم و احكم .
باب دوم از جزو سوم از گفتار پنجم از كتاب معالجات اندر درد دندان و علاج آن
اسباب درد دندان ، انواع سوء المزاج است با ماده و بىماده و درد كه سبب آن سوء المزاج با ماده باشد ، يا بسيارى ماده باشد ، يا بدى و تيزى يا غليظى و بادناكى .
و بسيار باشد كه اندر گوهر دندان و بيخ آن كرم تولد كند .
و نيز باشد كه اندر تب حاده و تب محرقه ، بسبب مشاركت همه اندامها ، دندان درد كند ، و آن را سبب ، غايت تيزى تب باشد .
و سبب خورده شدن و شكستن ، مادهء تيز باشد كه به دو فرو آيد يا ماده ترش .
و گاه باشد كه سبب درد دندان ، گوهر دندان باشد ، و گاه باشد كه اندر گوشت بن دندان باشد ، و اندر عصبها و رگها كه بدندان پيوستست .