تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
بعضلهاى زفان فرود آيد ، يا خشكى كه از تبهاى محرقه اندر عضلهء زفان تولّد كند بسبب تحليل رطوبت اصلى . و بسيار باشد كه عضلهاء حنجره مسترخى شود يا تشنج كند و بدان تشنج آواز دادن و آغاز كلمتها ، دشوار گردد . علاج آن استرخا و علاج تشنج امتلايى و تشنج خشك و علاج قرحه و خوره و علاج آماس ، جمله ياد كرده آمدست . و علاج فضله كه اندر آخر سرسام بعضله زفان فرود آيد ، علاج آماس است . و علاج خشكى كه بسبب تحليل رطوبت اصلى تولّد كند اندر آخر تبهاء محرقه ، علاج تشنج خشك است . و علاج حنجره ، علاج زبانست ، الّا آنكه علاج زفان ، مضمضه است و علاج حنجره ، غرغره . و ديگر آنكه هروقت كه سخن آغاز خواهد كرد ، نخست دم باز كشد و مددى از هوا بستاند تا حنجره را بقوّت بتواند جنبانيد .

باب پنجم از جزو دوم از گفتار پنجم از كتاب معالجات اندر ضفدع كه بر زفان پديد آيد

ضفدع ، غدّه سخت باشد كه اندر زير زفان پديد آيد و اين علت را اين نام از بهر آن نهادند كه لون او آميخته است از لون زفان و سبزى و رنگها همچون لون ضفدع . و ضفدع را اندر خراسان وق گويند ، و غوك نيز گويند . علاج آن ، داروهاء تحليل‌كننده برمىبايد نهاد ، چون نمك و سركه و نوشادر و زنگار و زاك . و اگر بدين زايل نشود ، داروهاء قوىتر از داروهاء قلاع بربايد نهاد ، و رگ زير زفان زدن . و كودكان را سعتر و انارپوست و نمك برنهند و اندر زير زفان مالند و زاك سوخته و سورنجان بسپيده خايهء مرغ بسرشند و طلى كنند .

باب ششم از جزو دوم از گفتار پنجم از كتاب معالجات اندر علاج ملاژه و اسباب آن

ملاژه لغت شهر منست و بتازى اللهاة گويند . و بيمارى آن آماسى باشد كه اندر وى پديد آيد بسبب نزلهء كه از دماغ به دو فرو آيد ، يا مسترخى گردد و بر سر حنجره و حلق بنشيند . و مادهء آماس ملاژه ، مادهء آماس زفان باشد ، و علامتها همان ليكن اينجا