جالينوس گويد از بهر آنست كه هر كه را يك اندام ضعيف باشد ، ديگر اندامها بسلامت باشد ، يعنى آن اندام كه زبونتر باشد علتها روى بدان اندام آرد .
و خواجه بو على سينا رحمه الله مىگويد : اين از بهر آنست كه اخلاط خداوند نزله ، رقيق باشد و اخلاط خداوند طحال غليظ .
علامات آن ، امّا علامت زكام گرم آنست كه چشم و روى سرخ باشد و آنچه از بينى فرود آيد گرم باشد و تيز و تنك و زرد و بينى را و حلق را بسوزاند و دغدغه كند .
و علامت زكام سرد آنست كه سر و روى گران باشد و آنچه از بينى فرود آيد ، سطبر و سپيد يا كبودفام و اندر هر دو نوع ، آواز گرفته باشد و حسّ بوئيدن باطل .
علاج آن ، اصل در علاج زكام گرم و سرد آنست كه ماده را بپزاند ، و پختن ماده آنست كه آنچه گرم و رقيق باشد غليظتر مىشود تا بحدّ اعتدال رسد .
و آنچه غليظتر باشد ، رقيقتر مىشود تا باعتدال باز آيد .
امّا مادهء رقيق بكشكاب و عناب و سپستان و شراب خشخاش توان پخت . و آنجا كه ماده ، سخت بسيار ، و سخت گرم باشد زود فصد بايد كرد .
و اگر بدان بسيارى و گرمى نباشد ، فصد از پس سه روز بايد كرد ، تا ماده پخته شده باشد .
و اندر زكام گرم و سرد ، بالين پست بايد داشت و بقفا باز نبايد خفت .
و خداوند زكام گرم را سه روز جز كشكاب و شراب خشخاش نبايد داد چنان كه وصف كردهاند ، و تا زكام زايل نشود ، حيوان نشايد خورد به هيچ حال .
و اگرچه زكام گرم باشد ، از هواء خنك و باد شمال پرهيز بايد كرد و سر پوشيده بايد داشت و اگرچه تشنه شود آب سرد بسيار نشايد خورد و كمتر بايد خفت خاصه بروز و از پس طعام .
و اگر ماده اندك و رقيق باشد ، گرمابه اندر اوّل زكام سود دارد از بهر آنكه به عرق تحليل پذيرد ، و اگر بسيار باشد زيان دارد از بهر آنكه آنچه رقيق باشد تحليل پذيرد و باقى غليظ و عسر بماند ، لكن اندر آخر كه ماده پخته شده باشد سود دارد .
و آن را كه زكام بسيار افتد ، اندر حال تندرستى گرمابه و عرق آوردن ، بخارها را كه سبب زكام شود به عرق خرج كند .
و موى سر ستردن زودازود و سر خاريدن و شانه كردن همه از جمله اسباب منع زكامست .
و اگر خداوند زكام را
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٣٤٩