تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
مغسول و نشاسته از هر يكى يك درم ، شياف ماميثا ، طين مختوم از هر يكى نيم درم ، مرواريد دو دانگ . و هر شب سپيدهء خايهء مرغ با زرده و روغن گل ، بر پشت چشم نهادن نافع بود و الله اعلم .

باب هفتم از گفتار دوم از كتاب معالجات اندر بيماريها كه اندر طبقه عنبيّه افتد

انتشار

فراخ شدن ثقبه عنبيه را انتشار گويند ؛ از بهر آنكه هرگاه كه ثقبه فراخ گردد ، نور بصر پراكنده شود . و سبب آن ضربهء و سقطهء بود ، يا صداع صعب ، يا خشكى بر عنبيه غلبه كند ، يا بيضيه بسيار گردد ، آماسى افتد ، و اين با تب باشد و با صداع و ضربان . علاج آن ، اما آنچ از پس ضربه و سقطه افتد ، علاج دشوار پذيرد ، نخست رگ بايد زد و بر پس سر حجامت كردن ، و بر صدغ شياف ماميثا و صندل طلى كردن . و چشم بگلاب سرد كرده شستن ، و آرد باقلى و آرد جو به آب بيد يا به آب برگ خرفه بر پشت چشم ضماد كردن ، و زردهء خايه مرغ و روغن گل برنهادن . و علاج آنچه از پس صداع افتد ، علاج آب فرود آمدن است . و آنچه سبب آن بسيارى رطوبت بيضيه باشد استفراغ كردن بايارج فيقرا و قوقايا صواب بود . و رگ گوشهء چشم و رگ صدغ زدن و شياف مرارات كشيدن و سل كردن و به آب دريا نشستن . و آنچ سبب آن خشكى باشد ، شير زنان بر سر دوشيدن و روغن بنفش اندر بينى چكانيدن .

تنگ شدن ثقبهء عنبيه

اسباب آن يا رطوبت بود كه بر عنبيه مستولى گردد و بدان سبب مسترخى شود و ثقبه فراز هم نشيند ، چنان كه غربال خشك را تر كنند و دوالهاى آن مسترخى گردد و چشمهاء غربال تنگ شود تا خشكى كند و فراز هم آيد ؛ يا رطوبت بيضيه كمتر شود ، مددى كه عنبيه را بايد از وى باز افتد ؛ و اين نوع پيران را افتد ، و از پس سرسام گرم افتد و چشم ، كوچك‌تر شود . و خداوند علت از اشخاص ، اشباح بيند ، يعنى سايه بيند و شكل و رنگ نبيند ، و تدبيرهاء گذشته بر هريك گواهى دهد . و باشد نيز كه كيموس صلب و غليظ اندر ثقبه گرد آيد و بفسرد و اين‌چنان باشد كه طبيب ثقبه را نتواند ديد . علاج آن علاج ترى و خشكى در باب گذشته ياد كرده آمد است .