تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
و اندر ميانه فترتى افتد بىنظام . و بول سپيد باشد ، و ممكن است كه سرخ باشد . و سببها : يكى ضعيفى جگر باشد از قسمت كردن خون ، دوم ضعيفى رگها كه از گرده بجگر پيوسته است از بهر جدا كردن آب از خون ، سيم ضعيفى گرده از برداشتن نصيب خويش از خونى كه با آب به دو آيد از بهر غذاء او ، چهارم دردى كه پديد آيد يا آماسى . و آنجا كه عضو مفلوج برنگ تندرستى باشد و لاغر و كوچك نشود ، علاج پذيرد ، و آنچه رنگ بگرداند و كوچك‌تر و لاغرتر شود ، علاج‌پذير نباشد . علاج آن ، طريق صواب اندر علاج اين علت آنست كه بعلاج قوى مشغول نشوند بآمدن چهار روز يا هفت روز بگذرد . و اگر علت قوى باشد تا چهارده روز بگذرد علاج قوى نكنند . و آنچه اندر ابتداء علّت شايد كرد ، حقنهء تيز است . امّا شربتها ، چون ماء الاصول بايد داد كه سخت قوى نباشد ، و چون زوفاء خشك با سكنگبين عسلى ، و اندكى مثروديطوس اندر آب باديان و مسهل چون ايارج فيقرا ، و اندكى شحم حنظل و غاريقون . و غذا نيز اندكى نان با ماء العسل ، يا طبيخ خندروس . و اگر قوت ضعيف باشد گنجشك بريان‌كرده سخت اندك ، و از پس گرسنگى صادق ، يا درّاج يا تذرو بريان‌كرده . و صبر كردن بر تشنگى و بجاى آب ماء العسل . و شراب اندرين علت سخت زيان دارد ، از بهر آنكه شراب اندر معدهء مفلوج ترش گردد و سركه شود ، و سركه اندر فالج بدترين چيزى است . و آنجا كه فصل سال ، و عمر و مزاج و قوت مساعد باشد ، آغاز علاج بفصد كند . از بهر آنكه فصد استفراغ كلى است و خون مركب همه اخلاطست . و اگر ماده بلغمى باشد ، نخست يك شربت ترياق ، يا مثروديطوس يا سجزينا يا انقرديا ، اندر ماء العسل يا اندر شراب كهن حل كنند و بدهند ، پس از يك ساعت فصد كنند . و آنجا كه فصل سال و عمر و مزاج و قوت مساعد فصد نباشد ، استفراغ بحبّ فرفيون و حب شيطرج و حب منتن و مانند آن كنند . و قى فرمودن ، علاجى سخت موافق باشد . و از پس استفراغ ، مزاج را بدل بايد كردن . مثروديطوس از دانگى آغاز كنند تا بدرمسنگى رسانند ، و هم بتدريج بدانگى باز آرند . و آنجا كه اين معجونهاء بزرگ نباشد ، سكبينج با جاوشير اندر ماء العسل حل كنند مقدار يك باقلى بدهند ، و انكژد بامداد و شبانگاه اندر ماء العسل دادن صواب باشد ، خاصه كه سردى