تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
اسباب لقوه : يك سبب آنست كه عضلها از رطوبت غليظ ممتلى گردد ، و پهناء هريك زيادت شود و درازا كمتر ، بدين سبب اين اندامها ، تشنج كند . سبب دوم ، سستى عضلهاء يك جانب روى باشد و آغشتگى آن به رطوبت رقيق كه از دماغ ، بدين اندامها فرود آيد . و بدان سبب حركت اندامهاى آن جانب سست شود ، و عصبها و عضلهاء آن درازتر شود ، و اندامها چون فرو آويخته گردد ليكن لقوهء تشنجى بيشتر افتد ، و اين نوع دوم كمتر افتد ، و اين را لقوه استرخائى گويند . علاج هر دو نوع يكسانست ، لكن طبيب را اين فرق ببايد دانستن . و بسيار باشد كه اندر آخر تبهاء محرقه و از پس استفراغهاء بسيار تشنج خشك پديد آيد ، و چشم و روى از نهاد طبيعى بگردد . و لقوه ، خشك باشد و سبب آن نيست شدن رطوبت اصلى باشد ، و سوختگى و بريان شدن دماغ و نخاع . و گاه باشد كه آماس عضله گردن اندر علت خناق ، سبب لقوه گردد ؛ از بهر آنكه بعضى اوتار عضلهاء روى و لب از چنبر گردن و استخوان سينه و خرك كتف رسته است ، و اين لقوه اندر لبها پديد آيد . و باشد نيز كه بسبب آماس عضلهء گردن ، منفذ فرود آمدن قوت حس و حركت بسته گردد ، و دست خدر و مفلوج شود ، از بهر آنكه عصب دست از مهرهء گردن بيرون آمدست . گروهى گفته‌اند كه جانب لقوه ، جانب ديگر را كه بسلامت باشد ، بكشد بدين سبب جانب لقوه راست باشد ، و ديگر جانب از نهاد بگردد و اين درست نيست ؛ از بهر آنكه اگر علت اندر جانب درست بودى نقصان حس و طرنجيدگى اندر آن جانب بودى . علامات لقوه ، خداوند لقوه آب دهان راست بيرون نتواند انداخت ، و باد راست نتواند دميدن . و اندر لقوه تشنجى ، حاستها بسلامت باشد و پوست عضلهء روى سخت و طرنجيده باشد ، و خطها و شكنهاء پوست ناپيدا . و صداع از جملهء علامتهاء تشنجى است . و اندر استرخا ، حاستها كند و پلك چشم ، خاصه پلك فروسوين ، فرود آمده‌تر باشد ، و غشاء كام از آن جانب كه علّت باشد ، فرو آويخته باشد ، و لعاب دهان باز نتواند داشت . و اختلاج عضلهاء روى و چشم ، و درد استخوان روى از جملهء مقدمات لقوه است . علاج آن ، اندر علاج احتياط آنست كه ، تا چهار روز نگذرد يا هفت روز علاج نكنند ، جز آنكه اگر طبع خشك باشد روز دوم حقنهء