همچون منفعت شادى معتدل است .
و مضرت نوميدى همچون مضرت اندوه .
و خالى بودن از انديشه ، خاطر را كُند كند و همه قوتها را و حرارت غريزى ضعيف كند و رنگ روى بگرداند و بيماريها زيادت كند ، چنان كه مشغولى و انديشهء كارهاء مهم از انديشه دردها و بيماريها مشغول دارد ، تا دل كمتر در آن بندد و بديشان سبكتر شود .
و بدين سبب است كه سفر كردن بشهرها و كارهاء عجب ديدن ، از بيماريهاء عسر و وسوسه و عشق برهاند .
اما علاج خشم ، بشربتهاء خنك بايد كردن و بعذرها و حكايتهاء خندناك و بازيهاء عجب و حاضر كردن دوستان و محتشمان و اهل حرمت .
و علاج اندوه و ترس باوميدهاء قوى و بسماع و بآوازهاء بلند و به شراب و مفرحهاء گرم .
باب پانزدهم از گفتار اول از حفظ الصّحه اندر تدبير پيران
مزاج پيرى ، سرد و خشك است و هر گاه كه مردم پير شود ، همه تدبيرهاء او بگرمى و ترى بايد كردن ، چون گرمابه و ماليدن معتدل بروغنهاء معتدل و خوشبوى چون روغن سوسن و ياسمين و عطرهاء معتدل و شراب صرف به مقدار معتدل ، و اندر بستر نرم غلتيدن و رياضت اندك كردن و خوشدلى و شادكامى جستن . و از هرچه مزاج سردى دارد و پيرى ، چون اندوه و ترس و عطرهاء سرد ، ، چون كافور و نيلوفر ، و از ترشيها ، دور بايد بودن .
و ببايد دانست كه هواء بد و بخارها و بويهاء ناخوش و دود و غبار ، اندر پيران اثر زيادت از آن كند كه اندر ديگران ، ازين همه خويشتن نگاه بايد داشت . و غذا به تفاريق ، اندك اندك بايد خورد ، و اگر پيرى را معده طعام برتابد او را روا باشد كه بيكبار طعام تمام بخورد ، و ايشان را طعام پس از آنكه از گرمابه بيرون آيند ، موافقتر باشد ، لكن طعام خوردن و اندر گرمابه رفتن روا نباشد .
و نشايد كه طعامهاء غليظ كه سودا افزايد خورد .
و چيزهاء تيز چون آبكامه نشايد خورد مگر وقتى كه در معده رطوبتى گرد آمده باشد ، بر سبيل علاج روا باشد .
و شير تازه اگر در معده ترش نشود و باد نهانگيزد سود دارد . و كرنج با شير و شكر يا با عسل سود دارد . و گرسنگى سخت زيان دارد .
و اگر طبع خشك باشد ، پيش از طعام كه خواهند خورد ، لختى قليه گندنا بروغن زيت يا به آبكامه بخورد ، طبع را نرم كند .
و لبلاب اندر آب نمك بپزند و بپالايند و با روغن زيت و آبكامه بخورند طبع را نرم كند .