تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
و هريك را از تن مردم اثرى ظاهرست ، فزون از اثر طعام و شراب و غير آن ، از بهر آنكه طعام و شراب و ديگر اسباب بدان زودى اثر نكند كه اعراض نفسانى . نه‌بينى كه اثر سخن يا چيزى خوش و ناخوش كه مردم بشنود و انديشه بر خاطر بگذرد ، چگونه بىهيچ مهلت زود برنگ و روى پديد آيد و حركت و آواز مردم بگردد و اين حال نشان آنست كه اثر اعراض نفسانى قوىتر از اثر ديگر سببهاست . و از اعراض نفسانى بعضى تن مردم را گرم كند و اخلاط و ارواح را بجنباند ، چون خشم و شادى و لذت و اوميد و انديشهء كارهاء مهم ، و بعضى سردكننده است ، چون ترس و غم و نوميدى . اما خشم كه به اندازه باشد ، خون را و قوت روح را و حرارت غريزى را اندر تن بگستراند . و خشم عظيم ، صفرا را بجنباند و رنگ روى زرد كند ، و مردم محرور را زيان دارد ، و مرطوب و مبرود را زيان ندارد و سود دارد . و شادى به اندازه ، حرارت غريزى را اندر تن بگستراند و رنگ روى برافروزد و فربه كند و بدين سبب است كه بر مردم شادكام ، اثر پيرى كمتر پديد آيد . و ببايد دانست كه هرگاه كه كارى شادكننده پيش آيد ، دل لختى گشاده شود و طبع خواهد كه بدان كار شادكننده نزديك بود و ادراك آن بيشتر كند ، و اگر شادى از حد بيرون شود ، دل گشاده شود و باز شود و روح از بهر استقبال و طلب آن شادى ، خويشتن را بيرون افكند ، و دل همچنان گشاده بماند و مفاجا بدان سبب هلاك شود . و اندوه و ترس ، خون را و حرارت غريزى را بتن و بقعر او باز گرداند ، از بهر آنكه طبع خواهد كه از آن حال دور تر باشد ، از بهر اينست كه روى غمگين ، زرد شود ، و اگر اندوه يا ترس از حد گذشته شود ، حرارت همه باندرون تن باز گردد و دل فراز هم آيد و حرارت اندر وى خبه گردد و مفاجا بميرد . و مردن مفاجا بسبب اندوه و ترس ، كمتر از آن باشد كه بسبب شادى بزرگ ، از بهر آنكه حركت حرارت بسبب شادى بسوى بيرونست ، و بسبب اندوه سوى اندرون و حركت شادى ، ناگاه باشد و بيك‌بار باشد و حركت اندوه آهسته‌تر باشد . و خجالت نيز حرارت را بگستراند و خون را انگيخته كند و اندكى رطوبت را فرو گدازاند و تحليل كند و از بهر اينست كه در حال خجلى روى سرخ كند و عرق روان گردد و به آخر ، روى زرد شود ، از بهر آنكه حرارت ، لختى تحليل پذيرد . و منفعت ايمنى و اميدوارى
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 249 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )