و طپيدن دل و سرگشتن پديد آيد .
و ببايد دانست كه تولد منى از خون صافىتر است كه غذاء اندامهاى اصلى را شايد ، و در بايستهترين خونى باشد كه اين معنى را شايد ، و بدين سبب است كه هر گاه كه مردم ، جماع فزون از عادت كند ، تن او سرد شود و ضعيف گردد .
نبينى كه اگر مردم اندر جماع اسراف كند ، جمله منى كه از وى جدا گردد پنجاه درمسنگ نباشد ، و اگر رگ زنند ، صد و بيست درمسنگ خون بيرون كنند ، در او آن ضعف پديد نيايد كه از جماع آيد ، اين دليل است بر آنكه منى از خونى صافى و در بايسته است ، از بهر آنكه اوعيهء منى به دو جماع يا به سه يا به پنج جماع تهى گردد ، و اگر الحاح كند يا قايمه افتد ، بجاى منى خون بيرون آيد و آن خونى باشد كه غذاء اندامها خواهد شدن .
و هر گاه كه غذا خرج شود ، مدتى دراز بايد تا عوض آن بجاى باز آيد .
و بدين سبب است كه اثر جماع قوىتر از اثر خون بيرون كردن است ، از بهر آنكه ، آنچه برگ زدن بيرون كنند خونى باشد كه اندر تن نمىبايد ، و اين خون كه منى گردد ، خون در بايسته است ، پس فرق بسيارست .
و جماع بر گرسنگى و از پس رياضت و از پس قى و اسهال و از پس گرمابه ، تن را خشك كند و حرارت غريزى را كم كند و چشم تاريك كند و پاى سست .
و از جمله از پس هر سببى كه تحليل بسيار كند ، چون شادى بافراط و بىخوابى بافراط و مانند آن ، سخت زيان دارد ، و از پس طعام و از پس امتلا ، درد پيوندها و سستى عصبها ، سدّه و ضيق النفس و دمادما و رعشه و استسقا تولد كند .
و اگر در حال جماع ، سرماى اندر پشت پديد آيد ، يا با لذت جماع ، رنجى يابند يا از اندامها بوى ناخوش آيد ، نشان آن باشد كه اندر تن ، خلطهاء بد است ، از جماع دور بايد بود و تن از اخلاط بد پاك كردن .
و ببايد دانست كه خداوند مزاج گرم و تر اندر كار جماع قوى باشد و مضرت آن كمتر پديد آيد و خداوند مزاج گرم و خشك هم قوى باشد ليكن اثر خشكى و مضرت آن بر وى پديد آيد و لاغر شود و چشمها دور فرو شود .
و خداوند مزاج سرد و تر و سرد و خشك هر دو را ضعيف كند و مضرت اين بر هر دو پديد آيد ، و الله اعلم .
باب چهاردهم از گفتار اول از حفظ الصّحه اندر تدبير اعراض نفسانى
اعراض نفسانى ، شاديست و غم و خشم و لذت و ايمنى و ترس و خجلى و انديشهء كارهاء مهم و عملهاء باريك ، و اوميد و نوميدى .