تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
خايهء مرغ بسرشند و آن را با وَبَر خرگوش يا با قز پخته يا با خانهء عنكبوت بر جراحت و حوالى آن نهند و ببندند و ده روز نگشايند ، و پس از ده روز به رفق بگشايند ، و اگرچه خون ساكن شده باشد باز ببندند و هر چند روز مىگشايند و باز مىبندند تا معلوم گردد كه جراحت محكم شد . و اندرين موضع ، طبع مفصود نگاه بايد داشت تا نرم نشود و باعتدال باشد . و نشان رسيدن جراحت بشريان آنست كه حركت بيرون آمدن خون ، حركتى باشد بر نظام همچون حركت نبض ، و در حال نبض ضعيف شدن گيرد و خون شريان رقيق‌تر باشد و اشقر باشد . و اما حجامت ، كودكان و پيران بجاء فصد باشد و بر هر عضوى كه حجامت كنند ، آن عضو را پاك كند و با خون حجامت از گوهر روح چيزى بخرج نشود و با خون فصد ، بسيار خرج شود . و كودك را تا از شير باز نكنند ، بىضرورتى سخت ، حجامت نشايد كرد ، و پس از آن تا ضرورت نباشد هم نشايد كرد حجامت ، از بهر آنكه ضعيف شوند و بر آن ضعف بمانند . و بزرگان را از پس شصت سال ، حجامت نشايد كرد ، از بهر آنكه خشكى بر پوست ايشان غلبه كند . و اوليتر آن باشد كه روز چهاردهم و پانزدهم از ماه حجامت نكنند ، توقف بايد كرد تا نور ماه نقصان گيرد ، و آن روز شانزدهم و هفدهم باشد ، از بهر آنكه ماه اندر روز چهاردهم ، ممتلى باشد از نور ، و اخلاط در تن حركت كرده باشد و ميل بجانب پوست كرده و رگهاى باريك و شاخهاى آن پر شده ، و رگ زدن اندرين وقت ، خون صافى بيشتر خرج كند و خلط بد ، كمتر . و هر گاه كه نور نقصان گيرد ، خون صافى زودتر باز گردد و اخلاط كه با خون بجانب پوست ميل كرده باشد بسبب آنكه غليظتر باشد ، باز پستر ماند و بدان زودى كه خون صافى باز گردد باز نتواند گشت ، بدين سبب با خون حجامت ، اندر نقصان نور ماه ، خلط بد بيشتر خرج شود . و الله اعلم .

باب سيزدهم از گفتار اول از حفظ الصّحه اندر تدبير استفراغهاء ديگر چون ادرار بول و عرق و آنچه بدان ماند

استفراغهاء ديگر هفت نوع است ، ادرار بول ، عرق ، مخاطى كه از بينى بيايد ، لعابى كه از دهان و بن زبان آيد ، جماع ، استفراغ بشياف ، استفراغ بحقنه . و اما ادرار بول ، ببايد دانست