شراب قوى گرم كرده آرام دهد .
لكن اين منفعتها آن وقت باشد كه بوقت و اندازه به كار برند ، و هرگاه كه از اندازه بگذرد همه مضرت گردد ، از بهر آنكه منفعت بزرگ اندر شراب آنست كه حرارت غريزى را مدد كند و هرگاه كه بسيار خورده آيد ، حرارت ضعيف گردد ، از بهر آنكه شراب ، حرارت غريزى را غذاست ، و غذاپذيرنده آنگاه قوى گردد و آنگاه غذا پذيرد كه غذا باندازهء قوت او باشد .
و هر گاه كه غذا افزونتر شود ، و قوت هاضمه و غاذيه از تصرف كردن اندر آن عاجز آيد ، و چون اين دو قوت عاجز آيند ، ناچار غذاپذيرنده غذا نيابد و ضعيف شود .
و حال حرارت غريزى با شراب بسيار ، همچون حال آتش اندك بود كه هيزم بسيار بر وى نهند ، تا چنان كه آتش اندك از فروزانيدن هيزم بسيار ، عاجز آيد ، حرارت غريزى همچنان از هضم شراب بسيار عاجز آيد و ضعيف گردد و بدين سبب است كه هر گاه كه افراط كند ، بيم باشد كه مفاجا اندر ميان شراب خوردن يا اندر خواب مستى هلاك شود ، از بهر آنكه شراب زود با خون بياميزد و رگهاء همه تن و اندامها ممتلى گردد و هوا كه مدد روح است اندر رگها و منفذهاء شش و منفذهاء دل راه نيابد ، در حال مفاجا فرو ميرد .
و مضرتهاء ديگر وسواس است و ماليخوليا و غفلت و كندفهمى و رأى ناصواب و خيرگى چشم و تباه شدن حاستها و ترسيدن اندر خواب و بيدارى بىسببى و سكته و صرع و رعشه و فالج و نقرس و سرسام و خناق و ديوانگى ، و تبهاء محرقه و هذيان و استسقاء ، و چگونگى تولد اين علتها اندر كتاب ذخيره ياد كرده آمدست .
و ببايد دانست كه بعضى مردمان باشند كه هرگاه كه قدحهاء بزرگ خورند ، دير مست شوند ، و اگر قدحهاء كوچك خورند زود مست شوند ، از بهر آنكه معده و جگر ايشان گرم نباشد و آن قدح بزرگ ، بخار بر نتواند انگيخت و چون بخار بدماغ بر نشود ، دير مست شوند ، و از قدح كوچك ، بخار زودتر تواند انگيخت ، بدين سبب دماغ زودتر از بخار شراب ممتلى گردد و زود مست شوند .
و ببايد دانست كه محرور را شراب سپيد و رقيق ، موافقتر باشد ، و اگر شراب قوى را اندر كعك كوفته بچكانند ، رقيق شود خاصه اگر ممزوج كنند .
و شراب زرد ، قوىتر باشد و هرچه رنگينتر و قوىتر پيران را و مرطوبان را شايد .
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٢٢٩