كمتر كند .
و اندر زمستان ، شراب كه به آب ممزوج كنند ، ناشتا خورند گرم كرده بايد ، و اندر تابستان سرد بايد .
و آب خوردن بشب كه از خواب بيدار شوند زيان دارد ، خاصه اگر تشنگى را سببى نباشد ، لكن محرور را و مخمور را باشد كه زيان ندارد .
و از پس طعام گرم ، آب سرد زيان دارد ، و اگر چاره نباشد ، آب را زمانى در دهان نگاه بايد داشت ، پس فرو بردن .
و اگر تشنگى دروغين غلبه كند صبر بايد كرد و بخفتن ، از بهر آنكه طبيعت اندر خواب آن ماده را كه تشنگى مىآرد پزاند و تحليل كند .
و اگر بر تشنگى دروغين آب خورده شود ، تشنگى زيادت گردد ، از بهر آنكه ماده مدد يابد و قوىتر شود .
تخم باديان و آب باديان تر ، تشنگى را زايل كند .
باب هفتم از گفتار اول از حفظ الصّحه اندر تدبير شراب و منفعت و مضرت آن
اگرچه اندر دين اسلام ، شراب حرامست ، از بهر آنكه اندر ملتهاء ديگر مباح بودست و طبيبان سود و زيان آن اندر كتب آوردهاند ، و بعضى مردمان از اهل اسلام ، لذت و منفعت آن مىطلبند ، از آنجا كه طريق طب است ، شرط آنست كه منفعت و مضرت آن ياد كرده شود .
اما منافع شراب آنست كه مزاج و حرارت آن مناسب حرارت غريزى است ، و بدين سبب است كه حرارت غريزى بفزايد ، و طعام را نيك بگوارد ، و خلطهاء خام را بپزاند و بگدازاند ، بعضى باسهال و بعضى بادرار بول و بعضى به عرق و بعضى بقى دفع كند و از بهر اين است كه هركه شراب خوردن عادت دارد ، هرگاه كه دست از آن كوتاه كند ، هضم او ناقص گردد و حرارت غريزى و قوتهاء اندامهاء او همه ضعيف شود ، و خلطها كه باسهال و بادرار و به عرق و بقى دفع شدى اندر تن بماند و بسيار گردد و بدان سبب علتهاء گوناگون تولد كند .
و منافع ديگر آنست كه رنگ روى را برفروزاند و قوت روح و قوتهاء اندامها را مدد كند و رگها را از اخلاط بد بشويد و شهوت كلبى ببرد و قولنج و سدّه بگشايد و رگها را فراخ كند ، و غذا را به همه تن برساند ، بدين سبب ناقه را سود دارد و فربه كند ، و خواب خوش آرد .
و مضرت زهرهاء سرد را باز دارد ، چون افيون و شوكران و مانند آن ، و كژدم گزيده را