تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
زردى « 1 » زبان . علاج : صندل سپيد با گلاب سوده « 2 » با اندكى كافور و سركه برچكانند مىبويانند و بر صدغ « 3 » و سينه طلا مىكنند و نيز گلاب و سركه و روغن گل باهم آميخته بوييدن و طلا كردن اندر همه بيماريهاى گرم نافع بود و پاى اندر آب گرم كه بنفشه و بابونه اندر وى پخته باشند شستن و ماليدن سود دارد و طبع را به شراب بنفشه و شراب آلو و آب انار ، نرم « 4 » بايد داشت و شب به وقت خواب دو درم اسبغول اندر جلاب خام بدهند و شياف و حقنه نرم به كار برند « 5 » و شربتها چون شراب غوره و شراب صندل و آب كدو كه اندر خمير جو گرفته باشند و اندر « 6 » تنور پخته با آب غوره آميخته و شكر بر نهاده و آب خربزه هندى با شكر و كشكاب نيك « 7 » بدهند يا با شكر و روغن بادام و اگر « 8 » حرارت سخت عظيم باشد بعد از آنكه طبع نرم كرده باشند قرص كافور دهند ، بدين صفت : « 9 » بگيرند بنفشه خشك و نيلوفر خشك و طباشير و گل سرخ و تخم خرفه و تخم كوك و تخم كسنى از هريك سه درم سنگ مغز تخم خيار و خيار بادرنگ و مغز تخم كدوى
هامش
( 1 ) . الف : « و زردى » ندارد . ( 2 ) . ب : سود . ( 3 ) . ب : صداغ . ( 4 ) . ب : نرم داشتن . ( 5 ) . ب : « بايد داشت . . . به كار برند » ندارد . ( 6 ) . الف : از . ( 7 ) . ب : تنگ . ( 8 ) . ب : « اگر » ندارد . ( 9 ) . ب : « صفت » ندارد .