بود و بغايت فربه بود و « 1 » كسى را كه دماغ ضعيف بود چنين كسان را داروى مسهل اولىتر از قى كردن بود « 2 » و اندر داروهاى قى آنچه بىخطر است تخم ترب است دو درم ، تخم شبت يك درم ، بورهء نان چهار دانگ ، بكوبند و به انگبين بسرشند و پيش از طعام بخورند و طعام ماهى شور و شورباى « 3 » گندم خورد و لوبيا و ملك « 4 » و شبت و ترب در وى پخته و انجير تر يا خشك اندر ميان طعام مىخورند و خربزه نيز موافق بود و خربزهء كشته و ترب خوردن پيش از طعام ، قى را يارى دهد و اگر ترب را بپزند و چون درم درم « 5 » پاره كنند در غضاره نهند ته بر ته « 6 » و در ميان هر تهى نمك سوده بر پراكنند و « 7 » سكنگبين عسلى بر سر آن كنند و يك شب بنهند و روز ديگر پيش از طعام ، چندانكه ممكن بود از آن ترب بخورند و آن سكنگبين بخورند و طعام بر سر آن بخورند و آب نيم گرم كه تخم « 8 » ترب و تخم شبت در وى پخته باشند قدرى بوره اندر وى حل كنند و مبلغى « 9 » بخورند مقصود « 10 » حاصل آيد و پياز نرگس دو عدد يا سه « 11 » عدد اندر ميان طعام با ماهى
هامش
( 1 ) . ب : و اگر .
( 2 ) . ب : « كردن بود » ندارد .
( 3 ) . ب : شوباى .
( 4 ) . ب : سيب .
( 5 ) . الف : ابيرم ابيرم .
( 6 ) . ب : تو بر تو .
( 7 ) . ب : و اندكى .
( 8 ) . ب : « تخم » ندارد .
( 9 ) . ب : مبلغ .
( 10 ) . الف : مقصود به .
( 11 ) . ب : « يا سه عدد » ندارد .