تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
را قويتر از گل مختوم مشاهده نمود ، زعفران ، درونج ، زرنب ، كبابه ، زرنباد ، از هريك سه رطل ، هليله كابلى ، ابريشم مقرض ، صندل سفيد ، پوست بيرون پسته از هريك دو رطل ، و حقير بدون طلا و نقره استعمال نموده ، ادويه را كوفته و بيخته ، شكر سفيد صد و پنجاه رطل با آب به شيرين و شربت ريباس و آب سيب شيرين و گلاب و انار ميخوش و آب ترشى ترنج و اگر نباشد آب ليمو و آب زرشك از هريك بيست و سه رطل به قوام آورده بسرشند و قدر شربت از يك رطل تا دو مثقال . ( تحفه ص 319 ) .

مقل :

صمغى است كه آن را كورا خوانند و معروف بود به مقل ازرق و مقل مكى و مقل اليهود عربى بود و مقلى غير مقل مكى بود كه آن ثمره دوم بود . و نيكوترين وى آن است كه صافى بود به لون ابريشم ازرقى كه به سرخى مايل بود و زود حل شود . ( اختيارات بديعى ص 422 ) . صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مقل به سريانى مقلا و به رومى بذالبون و به عربى قفر و كور و به فارسى بوى يهودان ، به علت اينكه يهودان آن را بسيار بخور مىكنند و به هندى كوكل نامند و صمغ درخت بزرگى و عظيم كه در سواحل بحرعان و بلادهند كثيرا لوجود است . ( مخزن الادويه ص 839 ) . ليث گويد نوعى است از كندر كه جهودان به او بخور كنند و او را در ادويه به كار برند . ابو حنيفه گويد مقل صمغ است به شبه كندر و لون او سرخ است و بوى او خوش باشد و درخت او لبان است و در ادويه به كار شود . به سريانى او را مقلا گويند و به رومى « بداليون » گويند و به لغت پارسى « بوى جهودان » گويند و ابو معاذ گويد عرب « بوى جهودان » را مقل گويند و « قفر » و « كور » گويند و به لغت هندوى او را « گلگل » گويند و بعضى « گوكر » گفته‌اند . ( صيدنه ص 663 ) .

ملح :

به پارسى نمك گويند و آن انواع است . ملخ عجين و ملخ اندرانى بود سفيد رنگ . به پارسى آن را نمك طبرزد خوانند . ( اختيارات ص 424 ) .

ملح هندى :

نمك هندى گرم و خشك بود و وى گرمتر و لطيف‌تر از انواع ملح بود .