تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
آن نوع كوتاه‌تر بود به مقدار يك وجب ، اندكى درازتر و يك نوع ديگر املس بود و به قد دراز بود و از يك گز درازتر بود و به طعم تلخ و تيز بود و به رنگ تيره بود و چون بشكنند مانند نسج عنكبوت چيزى در اندرون وى بود و اين نوع از طرف كوليكوب و طرف هند آورند و آن را كينبه خوانند نيكوتر و خوب‌تر بود و آن نوع كه به نبات سمسم ماند بر سر شاخه‌هاى وى تخم بود ، مانند نخودى كه در غلاف بود و آن تيزى و تلخى ندارد و اين نوع هم از هند خيزد ، اما بد بود . ( اختيارات ص 350 ) .

قطران :

از درخت « ابهل » متولد شده است و گفته‌اند « كحيل » نوعى است از قطران و به لغت عرب « كحيل » و « نفط » آن را گويند و قطران از درخت « دبره » و « قردان » حاصل آيد . هرچه نيكوتر و تنك‌تر او را « خضخاض » گويند و در زمين عرب او را از درخت سرو و درخت « زيتون كوهى » كه او را « عتم » گويند و درخت « تالب » حاصل كنند . و از جملهء انواع قطران درخت عرعر نيكوتر بود و پارسيان قطران را « جان مرده » گويند به اين سبب او را اين نام گفته‌اند كه چون مرده را به قطران درگيرند تباه نشود و اجزاى او منحل نگردد . ( صيدنه ص 554 ) . روغنى بود كه از درخت عرعر و ثالب و عتم و شربين و شوب گيرند و نيكوترين آن بود كه از عرعر گيرند و بدترين آن بود كه از ثالب گيرند . ( اختيارات ص 350 ) .

قلت :

تخم نباتى است و منبت او بيشتر در زمين هند باشد و به تخم كتان ماند و از تخم كتان بزرگتر باشد و به لون گردفام بود و مصنف كتاب كافى گويد قلت به مقدار از عدس بزرگتر بود و او را « عدس چينى » گويند و ثابت گويد قلت نوعى از « ماش هندى » را گويند . ( صيدنه ص 560 ) . ماش هندى است و آن را حب القلت خوانند و رنگ وى عودى تيره بغايت تيره و املس بود و به قد مانند گندمى بود كوچك مطلق مانند شيافاتى بود كه كحالان سازند . ( اختيارات ص 354 ) . قلت معرب از كلتههء هندى است و به سريانى قلتا و به يونانى اقونيا و به رومى توانيقى نامند . ( مخزن ص 706 ) .