بگزاند و زودازود به قضاى برخاستن مىباشد . و زحير نه راستينى چنان بود كه ثفل خشك اندر روده مستقيم ايستاده بود و بازمانده . ( ذخيره ، ص 485 ) . حكيم ميسرى فرمايد :
كسى كو را زحير انده نمايد * و زو كم چيزكى بيرون نيايد
( دانشنامه ، ص 133 ) .
زكام سرد
هرگاه در دماغ فضولاتى پيدا شود كه دماغ ( - مغز سر ) آن را هضم نكند و در آن استمرار نيابد و به سوى دو سوراخ بينى سرازير شود زكام ناميده مىشود . ( مفتاح ، ص 282 ) . انّ الزّكام يكون من الحرّ و البرد . ( زكام از سرما و گرما پديد آيد ) . ( فردوس ، ص 184 ) .
زكام گرم
رجوع كنيد به زكام سرد .
سبل
پرده گونهاى كه بر روى سفيدى و سياهى چشم پيدا مىشود و با رگهاى سرخ و غليظ متشنّج مىگردد . ( مفتاح ، ص 284 ) .
حكيم ميسرى گويد :
سبل رگها بود بر طرف ديده * چو نسج عنكبوتى بر تنيده
( دانشنامه ، ص 67 ) .