( دانشنامه ، ص 104 ) .
خفقان سرد
خفقانى است كه از سوء المزاج سرد برخيزد . ( ذخيره ، ص 422 ) .
خناق
دشوارى دم زدن باشد و آن تنگى است كه در فضاى حنجره و فضاى حلق از ورم عضلات آن و يا از جهت از بين رفتن فقرهاى از فقرات گردن پيدا مىشود و نفس كشيدن و بلعيدن را دشوار مىسازد . ( مفتاح ، ص 274 ) .
داحس
داحس ، يعنى درد ناخن ورمى است با التهاب كه در ريشهء ناخنها پيدا مىشود . ( مفتاح ، ص 275 ) . اين علّت را ناخن خوارج ( - ناخن خوارك ، ناخن خواره ) گويند و اين آماس بود بين ناخن و با درد بسيار بود . ( هدايه ، ص 619 ) .
داء الثعلب ( - موى گذاشتن ) يا درد روبا
به ريختن موى گفته مىشود و سبب آن رطوبتهاى غريب و كثيف است كه در ريشههاى مو پيدا مىشد و با تيزى و سوزش خود مانع از رستن موى مىگردد و اين را با اين نام خواندند زيرا اين درد بيشتر عارض روباهان مىشود . ( مفتاح الطب ، ص 276 ) .
داء الفيل ( دردى كه ساق برآماسد )
داء الپيل ورمى است كه عارض پا و ساق مىشود گويى مثل دست و پاى فيل است و هنگامى كه بسيار بزرگ شود و دارندهاش ناتوان گردد درمانى براى آن نيست . ( مفتاح