تب ربع
اگر خلط عفونى سوداوى باشد آن را تب ربع گويند ، زيرا روزى مىگيرد و دو روز رها مىكند و روز چهارم باز مىگيرد . ( مفتاح الطّب ص 271 ) .
تب غبّ خالصه
تب غبّ آن بود كه يك روز بيايد و يك روز نه و علامت اين تب و اعراض او آن بود كه با لرزه صعب گيرد . ( هدايه ، ص 704 ) .
تب محرقه
رجوع شود به تب مطبقه .
تب مطبقه
تب مطبقه بر دو قسم است دمويّه و محرقه . اگر خلط عفونى خونى باشد آن را تب مطبقه خونى و اگر آن خلط صفراوى باشد تب مطبقه سوزان خوانده مىشود . ( مفتاح ، ص 271 ) .
تبهاى مركب
همان شطر الغبّ است .
ترقيدن پاشنه پاى
ترقيدن ، يعنى تركيدن و ترك برداشتن و شكافيدن .
تشنّج
تشنّج دو گونه بود و اين هر دو گونه يا به همهء تن بود يا به بعضى از اندامها و يك گونه از