تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
خشكى بود و ديگر گونه از ترى . ( هدايه ، ص 266 ) .

تشنّج خشك

رجوع شود به تشنّج .

تشنگى دروغين

در عربى آن را عطش كاذب گويند .

ثؤلول

سبب آن خلط سودا باشد . و سودا را به دردى زيت نيك بمالند ، چنان كه ممكن گردد و شونيز و نمك سوده به سركه سرشتن و طلا كردن . ( اغراض ، ص 317 ) .

جاسيبه

به احتمال قوى همان جاورسيّه است كه در گاورسه توضيح داده شده است .

جذام

در عربى آن را « داء الاسد » گويند و آن دردى سودايى است كه خون را خشك مىكند تا اينكه تكتّل ( - جمع‌شدگى ) پيدا مىكند و جريان آن قطع مىشود و آن را به اين نام ناميده‌اند ، زيرا صورت دارنده‌اش مانند چهره شير مىشود . ( مفتاح ، ص 274 ) .

جرب

جرب ( - گرى ) در چشم اگر پديد آيد خشونت و سرخى در باطن پلك پيدا مىشود . ( مفتاح ، ص 266 ) . بيمارى جرب مسرى است و ضرب‌المثل : « أعدى من الجرب » در
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 217 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق