بواسير
گوشت زيادى كه بر دهانههاى رگهاى مقعد مىرويد و بر دو نوع است : يكى آنكه از آن خون جارى مىگردد و ديگر آنكه بدون خون است . ( كامل الصّناعة ، ج 1 ، ص 271 ) .
بهق
رجوع شود به برص .
بيمارى بلغم
كسى كه خواسته باشد از بيمارى بلغم رهايى يابد هر روز بايد گوارشى حريف بخورد و بيشتر در حمّام باشد و با زنان آميزش كند و در نور خورشيد بنشيند و از خوردن سردى ها پرهيز نمايد . ( رسالهء ذهبيّه ، ص 41 ) .
بيمارى سپرز
سپرز ناخوش است از جهت آنكه قابض است و خون بدسودايى تولّد كند . ( تقويم الصّحّة ص 79 ) . همچنانكه زهره بالوعهء صفرا است ، سپرز بالوعه سودا است و شكل او به شكل زبان است و موضع او به سوى چپ معده است و بيشتر از وى اندر زير معده است .
( اغراض ، ص 92 ) .
تب بلغمى
هرگاه كه حرارت غريب اندر رطوبت طبيعى اثر كند ، عفونت اندر وى پديد آيد تا طبيعى شود و تب بلغم تولّد كند . ( خفّى ، ص 230 ) . حكيم ميسرى گويد :
و ليكن بلغم تب نه سليم است * درنگى باشد و زو نيز بيم است
دانشنامه ، ص 260 .