دردهاى بندگاهها . دردى اندر دستها و زانوها و غير آن باشد آن را وجع المفاصل گويند .
( اغراض ، ص 520 ) . رازى گويد اگر كسى كه داراى درد مفاصل باشد دچار قولنج شود درد مفاصل او آرام مىگيرد و وقتى قولنج او بر طرف شود درد مفاصل دوباره باز مىگردد . ( الحاوى ، ج 11 ، ص 107 ) .
ايلاوس
ايلاوس نوعى قولنج است لكن در رودههاى بالايين افتد و تفسير ايلاوس به تازى « ربّ ارحم » است ، يعنى يا رب رحم كن و اين علّت را بدين نام از بهر آن خواندهاند كه از وى خلاصى كمتر بود . ( ذخيره ، ص 504 ) . كلمه ايلاوس در يونانى بدين صورت است و در عربى به صورت « ايلاوش » نيز آمده است . ( متمّم فرهنگنامههاى عربى ، ج 1 ، ص 46 ) .
بادشام
بادشام سرخى است كه بر روى و اطراف پديد آيد همچون لون جذام . ( اغراض ، 568 ) .
بادهاى سرد
حكيم ميسرى هنگام ذكر « برزد » مىگويد :
و برزد گرم باشد حيض راند * و باد سرد را هم وى نشاند
( دانشنامه ، ص 36 ) .
بثره
بثر و بثره كه جمع آن بثور است بيرونزدگى است كه بر روى پوست پيدا مىشود .
جرجانى گويد : و اندر تب صفراوى بثرههايى كه آن را تب خاله گويند نشان خير باشد .