صفت حسوى كه فربه كند :
بگيرند نخود سپيد و اندر شير فرغار كنند تا شير اندر خورد و در سايه خشك كنند از اين نخود يك جزو بگيرند و شكر سه جزو و كشك جو پاك كرده يك جزو و ميوه خشك پاكيزه يك جزو . نخست نخود و كشك بپزند و اندكى زيره درافكنند « 1 » و اندكى شير تازه اندر كنند و قوامى دهند و اندر اين حسو دو جزو مغز بادام كوفته درافزايند هر روز اين حسو خورند و نخست او را نيك بمالند تا اندام او « 2 » سرخ شود پس حسو خورند .
لاغرى تن
چيزهاى تلخ و شور بايد خوردن و بخاراها و نان خشكار جوين و اندر طبيخ ايشان توابل گرم بايد كرد و بر گرسنگى و تشنگى صبر بايد كرد و طعام اندر يك شبانهروزى به يك نوبت باز بايد آورد و جامه درشت پوشيدن و بر بستر نرم ناخفتن .
صفت داروى مركّب : بگيرند نانخواه و زيره اندر هر يكى يك جزو ، مرزنگوش و بوره از هر يكى ربع جزو و لك شسته يك جزو و شربت هر روز يك مثقال با گلشكر اندر شوربا دهند سود دارد .
باب 3 - اندر علاج زهرها
قانون علاج زهرها آن است كه هرگاه تهمت افتد كه چيزى دادند در حال آب نيمگرم و روغن شيرپخت [ الف - 42 ] بسيار بايد خوردن و
هامش
( 1 ) . الف : « و اندكى زيره درافكنند » ندارد .
( 2 ) . ب : « او » ندارد .