قى كردن و طبيخ شبث و بوره در وى حل كرده با روغن بسيار قى بيشتر آرد و شير تازه خوردن سود دارد و اگر شير با قى بازگردد نيك بود و اگر شير حاضر نباشد مسكه گداخته نافع بود و روغن گاو گداخته همان منفعت كند و لعاب تخم كتّان و پيه بط گداخته نافع بود « 1 » و اگر غذا خورند بسيار خورند « 2 » تا بسيارى غذا بر آن غلبه كند و قى كردن آسانتر بود و نبايد گذاشت كه در خواب شود و به تكليف بيدار بايد داشت .
اما داروها كه از بهر گزيدن جانوران دهند ترياق فاروق است و ترياقى كه آن را ترياق بوشجنه خوانند ، مضرّت گزيدن افعى باز دارد و دو درم تخم ترنج ترياق همه زهرهاست از جانوران آنكه زيان كار بود بيخ انگدان همين فعل دارد و اما آنچه طلا كنند نفت سفيد است و شير خام و بيخته با روغن گاو سرشته و جندبيدستر با روغن زيت سرشته و آب سداب « 3 » و آب گندنا و آب پودنهء جويبارى و زهره گاو و نمك و سير و سرگين بز به هم سرشته ضماد كنند . اين جمله پادزهر « 4 » همه زهرهاى جانوران است « 5 » و كژدم زده را نمك گرم برنهند . « 6 »
صفت دارويى كه از جنس غذاست و مضرّت بيشتر زهرها باز
هامش
( 1 ) . ب : « و روغن گاو . . . نافع بود » ندارد .
( 2 ) . ب : با .
( 3 ) . الف : سنداب .
( 4 ) . الف : فادزهر .
( 5 ) . ب : پادزهرهاست از آن جانوران .
( 6 ) . ب : بنهند .