گويد هركه پيوسته « 1 » معجون وج يا وج عربى بخورد هرگز او را بهق و برص نباشد .
رنگ روى روشن كردن :
بگيرند آرد باقلى و آرد نخود و آرد جو « 2 » و نشاسته و كتيرا و تخم ترب بكوبند و بپزند و اندر شير تازه بسرشند يا اندر كشكاب و اول شب طلا كنند و بامداد به آب گرم بشويند و اگر در آب سبوس و بنفشه خشك ريخته باشند و پالوده بهتر باشد و غذا شير تازه و پيه بط و پيه مرغ خانگى و مغز استخوان و انار شيرين و زردهء خايهء مرغ [ ب - 41 ] نيم برشت و انجير خشك و ترب و گندنا و اندكى انگزد و اندكى شير و اندكى « 3 » زعفران خوردن اين جمله رنگ روى روشن كند و برافروزاند . « 4 » نشانهاى كبود كه اندر زير « 5 » پوست باشد بگيرند تخم ترب و بكوبند چون سرمه و به آب گشنيز تر يا به آب خويد حل كنند و سبوس و سفال نو و سنگ و فلفل و انجير به سركه تر كرده اين جمله طلا كنند اثر خون كه در زير پوست باشد ببرد .
بوى عرق خوش كردن :
هليون و خرشف كه در خراسان كنگر گويند و زردآلو و نعناع خشك و شراب ريحانى خوردن بوى همه اندامها خوش كند و بوى عرق خوش كند و معجون انوش دارو و مغز حلتيت بوى دهان خوش كند و بوى عرق خوش كند « 6 » و رنگ روى صافى كند
هامش
( 1 ) . ب : « پيوسته » ندارد .
( 2 ) . ب : آرد جو و آرد نخود .
( 3 ) . ب : « اندكى » ندارد .
( 4 ) . ب : برفروزانى .
( 5 ) . ب : « زير » ندارد .
( 6 ) . الف : « بوى عرق خوش كند » ندارد .