دارد . بگيرند جوز مغز پاك كرده شش درم ، برگ سداب « 1 » خشك و نمك درشت از هر يكى يك درم انجير خشك فربه چندانكه ديگر چيزها بدان بسرشند ، شربت مقدار جوزى .
صفت ترياقى كه مضرّت گزيدن حشرات زهرناك باز دارد
شونيز و هزار اسفند و زيره از هر يكى دو درم ، جنطيانا و زراوند گرد از هر يكى يك درم ، فلفل سفيد و مر از هر يكى نيم درم به انگبين بسرشند شربت نيم مثقال اندر شراب .
صفت ترياقى كه مضرّت زخم كژدم « 2 » باز دارد : عاقرقرحا و سير و انگزد راستار است ، شربت دو مثقال .
گزيدن سگ ديوانه و غير آن
سير « 3 » و پياز و خردل كوفته ضماد كنند و به « 4 » محجمه برنهند به محجمه آتش بر بايد نهادن تا به سبب مزيدن « 5 » مضرّت گزيدگى « 6 » به مردم باز ندهند و به جاى طعام نان ميده در آب تر مىكنند تا بدين قاعده غذا قانع باشند و گفته شد كه هر روز بامداد تا چهل روز دو دانگ حضض هندى بدهند تا از آب ترسيده نشود .
گزيدن پشه
علاج آن است كه برگ مربو را بر پشه گزيدگى نهند نيكو شود و مربو پودنج بود ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . الف : سنداب .
( 2 ) . ب : كردن .
( 3 ) . ب : مز .
( 4 ) . ب : « به » ندارد .
( 5 ) . ب : باست بريدن .
( 6 ) . ب : گزندگى .