دارفلفل و نارمشك از هر يكى چهار درم ، بكوبند و بپزند و به انگبين بسرشند ، شربت چهار درم ، همه بيماريهاى بلغمى را سود دارد .
صفت طلا برص :
برگ مازريون و خربق سياه و فلفل و بوره برابر در سركه بپزند و نطرون و ذراريح و سونش آهن و كفك دريا كوفته و بيخته در وى افكنند و بسايند « 1 » چون غاليه و در آفتاب طلا كنند و چندانكه توانند صبر كنند پس بشويند . اگر آبله كرده باشد بكفانند و آب از وى بيرون كنند و صبر كنند خشك شود و درست گردد و باز معاودت كند .
صفت حبى « 2 » كه از جهت برص « 3 » ابو الحسن آذرنجى آزموده است :
بگيرند زنجبيل و فلفل سپيد ، خربق سياه ، ايارج فيقرا راستار است بكوبند و بپزند و به شراب حل كنند و داروها بدان بسرشند ، شربت سه درم و اين طلا نيز آزموده است . « 4 » شيطرج و سرمه و مازو و استخوان ماهى سوخته و زاك سرخ به سركه طلا كنند .
صفت طلاى ديگر : بگيرند شيطرج و سنبل و فوه و شب « 5 » يمانى و ميعه و در وى خمير خشك شده بكوبند و بپزند و بپالايند و اين داروها در آب فوه حل كنند و طلا كنند بيست روز اين رنگ بماند . جالينوس
هامش
( 1 ) . ب : بسانيدن .
( 2 ) . ب : چيزى .
( 3 ) . الف : « برص » ندارد .
( 4 ) . ب : بگيرند زنجبيل . . . آزموده است » تكرار شده است .
( 5 ) . ب : شبث .