شربت سكنگبين ساده دهند با كهربا و بسّد هر يكى نيم مثقال و بگيرند سيب ميانه پاك كرده و در گلاب پخته پنجاه درم ، گل سرخ ده درم ، مصطكى و اقاقيا و برگ مورد و سنبل از هر يكى پنج « 1 » درم ، جوز سبز « 2 » و زعفران و صبر از هر يكى يك درم به آب لسان الحمل بسرشند و بر معده نهند و اگر الم به جگر رسد بگيرند روناس كه به تازى فوه گويند « 3 » و ريوند چينى از هر يكى ده درم ، گل مغسول و طباشير از هر يكى پنج درم ، بكوبند و بپزند ، شربت [ ب - 40 ] دو درم با سكنگبين ساده « 4 » و بگيرند صندل سپيد و گل سرخ و بنفشه خشك از هر يكى پنج درم ، آرد جو سه درم ، زعفران يك درم ، كافور نيم درم « 5 » دانگ به گلاب و روغن گل بسرشند و بر جگر نهند و ببندند و اگر جراحت كمتر بود بگيرند گل سرخ پنج درم ، مصطكى و سنبل و دارچينى از هر يكى دو درم ، برگ مورد سه درم ، لادن دو درم ، لادن « 6 » را اندر روغن خيرى حل كنند و داروها بدان بسرشند و طلا كنند .
اما
شكستن استخوان و بيرون آمدن اندامى از جاى خويشتن .
علاج آن « 7 » كشيدن است چندانكه به جاى باز شود و راست گردد « 8 » ليكن كشيدن به رفق بايد چنان كه درد تولد نكند و آزرده شده عضوى
هامش
( 1 ) . ب : پنجاه .
( 2 ) . ب : جوز سرد .
( 3 ) . الف : « كه به تازى فوه گويند » ندارد .
( 4 ) . ب : « ساده » ندارد .
( 5 ) . ب : « درم » ندارد .
( 6 ) . ب : برگ .
( 7 ) . الف : « آن » ندارد .
( 8 ) . ب : گردن .