تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
اندر آب سرد پاكيزه مىنشينند و غذا « 1 » اسفيدباى مرغ خانگى فربه و گوشت بره تازه « 2 » سازند و هر بامداد بعد از آنكه طبع اجابت كرده باشد رياضت معتدل كنند و استفراغ با ايارج لوغازيا كنند اندر معجون افتيمون ، چنان كه اندر علاج ماليخوليا ياد كرده آمده است .

بادشنام

علّتى « 3 » است كه روى و اطراف سرخ گردد و مانند مجذوم « 4 » نمايد و اندر زمستان بيشتر باشد . علاج : رگ زنند و حجامت كنند و علاجهايى كه در اول جذام ياد كرده آمده ببايد كرد .

عرق مدينى

اندر شهرى كه اين عرق تولّد كند استفراغ بايد كرد « 5 » به مطبوخ هليله و مطبوخ افتيمون « 6 » [ الف - 40 ] و اطريفل كه خاصّه اين علت را ساخته‌اند . بگيرند هليله و بلبله و آمله و تربد و زنجبيل و قنبيل برابر بكوبند و بپزند و به عوض انگبين فانيد كنند ، شربت ده درم به آب گرم به كار دارند اگر ده روز « 7 » بخورد مادّه « 8 » علّت برد « 9 » اما از طلاها آنچه موافق‌تر « 10 » است تخم مرو و شبث « 11 » و اسبغول اندر شير تازه كنند تا « 12 » لعاب گيرد و
هامش
( 1 ) . ب : غذابا . ( 2 ) . ب : پاره . ( 3 ) . الف : على . ( 4 ) . ب : بماند . ( 5 ) . ب : « كرد » ندارد . ( 6 ) . ب : مطبوخ افتيمون و مطبوخ هليله . ( 7 ) . الف : « روز » ندارد . ( 8 ) . الف : مادت . ( 9 ) . ب : بپزد . ( 10 ) . ب : موافق . ( 11 ) . ب : سب . ( 12 ) . ب : با .
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 195 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق