تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
جداگانه نباشد و گاه باشد كه بلغم غليظتر و بسيارتر بود و گاه باشد كه تنگ‌تر و اندك‌تر بود « 1 » و گاه باشد كه صفرا بيشتر بود كه بلغم و گاه باشد كه بلغم بيشتر بود كه صفرا و گاه باشد كه صفراى سوخته بود و گاه باشد كه ناسوخته بود « 2 » و گاه باشد كه هر دو از اندرون رگها بوند و گاهى بيرون رگها بوند . بدين سبب تبهاى مركب را « 3 » شمار و نام‌پذير « 4 » نيست جز اين دو نوع كه يكى راغبّ خالصه گويند و ديگرى را شطر الغبّ و علاج نيز مشكل است ، اما طريق صواب اندر علاج اين تبها آن است كه تدبير طبع نرم كردن كنند « 5 » و تدبير قى كردن و تدبير ادرار و بول و تدبير گشادن مشام « 6 » و عرق آوردن كنند در جمله تدبير پاك كردن « 7 » تن از مادّه « 8 » فزونى زيادت از تسكين حرارت كنند و استفراغ قوى پس از پديد آمدن نضج كنند و اندر حالتهاى « 9 » تب نگاه مىكنند و آن مادّه را كمتر كنند كه غلبه آن ظاهرتر « 10 » باشد و اگر حاجت به تسكين حرارت پيش بود سكنگبين ساده دهند يا بزورى خنك و به اندازه حرارت شربت سازند و از بزورى چون تخم كاسنى
هامش
( 1 ) . ب : « كه تنگ‌تر و اندك‌تر بود » ندارد . ( 2 ) . ب : باشد . ( 3 ) . ب : « را » ندارد . ( 4 ) . الف : بدين . ( 5 ) . الف : « كنند » ندارد . ( 6 ) . ب : مسام . ( 7 ) . ب : كرده . ( 8 ) . ب : ماه . ( 9 ) . ب : حالها . ( 10 ) . الف : ظاهر .