دهند با شكر به وقت صبح يا شراب آلو يا شراب گل دهند به آب ميوه آميخته و اندكى شير خشت برنهاده با اندكى فلوس « 1 » خيار شنبر اندر آب خرماى هندى با دو درم اسبغول بر آب « 2 » آلو نهند و با شكر دهند و غذا مزوّره « 3 » از آب غوره يا از آب آلوى سياه يا از پينو « 4 » يا از خرماى هندى يا از كشته زردآلو يا از كشك جو و اگر با تب صداع و تا سه باشد طبع را به حقنه نرم فرود آرد يا به شيافى از شكر و بنفشه و سقمونيا .
تب غبّ « 5 » خالصه و شطر الغبّ :
اين نوعى است از تبها كه مادّه آن آميخته باشد از صفرا و بلغم و فرق ميان غبّ خالصه « 6 » و غير خالصه « 7 » و شطر الغبّ آن است كه مادّه شطر الغبّ اگرچه صفرا و بلغم بود ليكن هر دو آميخته و يك چيز « 8 » گشته نباشد . بدين سبب نوبت تب صفرا جدا گيرد و نوبت تب بلغم جدا . و آنروز كه نوبت حركت صفرا بود تب گرمتر و بىآرامتر « 9 » بود و روز ديگر كه نوبت [ الف - 36 ] حركت بلغم بود تب آهستهتر گيرد و مادّه تب غبّ غير خالصه هم صفرا و رطوبت بود ليكن هر دو آميخته « 10 » و يك چيز گشته و بدين سبب فعل هر يكى
هامش
( 1 ) . ب : طوس .
( 2 ) . ب : لب .
( 3 ) . ب : انروزه .
( 4 ) . ب : ميسون .
( 5 ) . ب : غير .
( 6 ) . ب : « غب خالصه » ندارد .
( 7 ) . ب : خالص .
( 8 ) . ب : خره .
( 9 ) . ب : گرم برونى .
( 10 ) . ب : آميخته باشد .