ملك و قرص كافور با شراب صندل [ ب - 35 ] و غذا قليه كدو و قليه « 1 » خيار و اسفاناخ و ماهى تازه خورد و خايه مرغ نيم برشت و مزوّرهء ماش مقشّر و كشك « 2 » و پايچه اندر كشكاب پخته و دوغ تازه و شراب نيلوفر و بنفشه و بيد شسته و سرد كرده و ميوههاى تر و خوشبوى پيش او نهاده دارند و آب كدوى تر و آب خربزه هندى و آب خيار و بادرنگ و آب انار شيرين با روغن بادام سود دارد و نگذارند كه در خشم شود كه زيان دارد .
تب مطبقه
سبب تب ، يا عفونت هوا بود يا عفونت خون يا بسيارى خون . علاج : رگ بايد زدن و خون اندازهء قوّت برگرفتن و به سكنگبين ساده « 3 » تسكين دادن و آب انار ترش و شيرين موافق بود و به مطبوخ هليله استفراغ بايد كرد .
تب محرقه :
حرارت اين لازم بود از اندرون سوزانتر از بيرون باشد و تشنگى عظيم و زبان درشت و سياه بود .
علاج : سكنگبين ساده و شراب غوره و شراب حماض ترنج و شراب صندل و قرص كافور بايد داد و به عوض آب ، آب كدو و آب خربزه هندى و آب خيار ترش و كشكاب رقيق دهند استفراغ به فلوس خيار شنبر كنند اندر طبيخ خرماى هندى .
هامش
( 1 ) . ب : « قليه كدو » ندارد .
( 2 ) . ب : كشك جو .
( 3 ) . ب : تازه .