درم ، فلوس خيار شنبر صد درم ، فانيد و انگبين از هر يكى صد درم در هم گذارند و فلوس خيار شنبر و پنج استار روغن گاو با آن بياميزند و داروها كوفته « 1 » بدان بسرشند . شربت هفت درم در آب باديان .
نسخه ديگر : از جهت خداوند تب و گرمى و خشكى را موافق بود .
بگيرند فلوس خيار شنبر [ ب - 36 ] صد درم ترنگبين و شير خشت و شكر از هر يكى سه وزن فلوس خيار شنبر ، بنفشه خشك و تربد و مغز بادام شيرين سپيد كرده « 2 » از هر يكى سه درم ، رب سوس پانزده درم ، روغن بنفشه و روغن بادام از هر يكى دوازده درم و نيم ، تخم باديان و مصطكى و گل سرخ و ريوند چينى از هر يكى پنج درم ، تخم كسنى ده درم ، سقمونيا سه درم ، فلوس خيار شنبر و ترنگبين و شير خشت و شكر اندر عرق كسنى آغارد « 3 » و صافى « 4 » كند و بپزد « 5 » تا قوام گيرد و داروهاى كوفته و بيخته به روغن بادام و بنفشه چرب كرده جمله را به هم بسرشند شربت از سه درم تا « 6 » چهار درم تا « 7 » پنج درم ، صفت قرص گل : بگيرند گل سرخ كوفته و بيخته ده درم ، سنبل سه درم ، سوسن « 8 » پنج درم ، خيار و خيار بادرنگ و تخم كسنى از هر يكى چهار درم ، شربت يك مثقال با گلشكر .
هامش
( 1 ) . ب : كوفته و نپخته .
( 2 ) . ب : شيرين سفيده .
( 3 ) . الف : آغازد .
( 4 ) . ب : صاف .
( 5 ) . الف : بپزند .
( 6 ) . ب : يا .
( 7 ) . ب : يا .
( 8 ) . ب : بيخ سوسن .