نشايد خورد .
دوالى
رگهاى غليظ بر ساق پا پديد آيد و علاج قى فرمايند « 1 » و استفراغ به ماء الجبن و طبيخ افتيمون بايد كرد و هر هفته ايارج فيقرا و غاريقون و افتيمون و حجر ارمنى تركيب كرده بدهند .
داء الفيل قدم و ساق پاى سطبر شود چون ساق پيل علاج استفراغ كند به ماء الجبن و طبيخ افتيمون و پس از استفراغ خاكستر چوب كرنب و چوب گز و آرد « 2 » حلبه و سرگين بز و تخم ترب و تخم جرجيره « 3 » كوفته به روغن « 4 » كهن طلا كنند سود دارد . بگيرند خاكستر « 5 » چوب كرنب و بوره نان و آرد سيلم « 6 » اندر آب خاكستر چوب زرد آب خاكستر چون انجير بسرشند و طلا كنند و ببندند و دو روز نگشايند و بعد از آن دو روز طلا تازه مىكنند نافع باشد . « 7 »
بخش سوم در علاج تب و آبله و حصبه و اين دو باب است .
باب اول - در انواع تبها و علاجهاى آن :
حمّى يوم يعنى تب يك روزه سبب اين بيشتر وقتها ماندگى بود يا غذاهاى ناموافق يا خشم و « 8 » غم عظيم . اندر اين تب گرانى و كسلانى و تكسّر چنان كه اندر تبهاى ديگر قوى نباشد . علاج : هرگاه تب گساريده شود اندر گرمابه آمدن و اندر
هامش
( 1 ) . ب : بايد .
( 2 ) . ب : آرد جو .
( 3 ) . ب : جرجير .
( 4 ) . ب : به رو .
( 5 ) . ب : « خاكستر » ندارد .
( 6 ) . ب : شلم .
( 7 ) . ب : بود .
( 8 ) . ب : يا .