هر سه را بگذارند و بپزند تا قوامى گيرد و داروها بدان بسرشند ، شربت از دو درم تا چهار درم [ ب - 31 ]
باب 27 - اندر بيماريهاى گرده و مثانه
آماس گرم اندر گرده :
نشان او تب است و تشنگى و گران اندر جايگاه گرده و باشد كه زبان سياه بود .
علاج : رگ با سليق زنند و كشكاب دهند با روغن بادام و شكر و از آب خوردن بسيار باز دارند « 1 » و خيار شنبر اندر آب كسنى شربت سازند . خيار شنبر يك استار و به ماء الجبن استفراغ كنند و آماس سرد اندر گرده تب و تشنگى نباشد ليكن كسل و گرانى زيادت باشد . علاج :
قى بايد فرمود و شراب انجير و گلنگبين دادن و حقنه ساختن از برگ « 2 » كرنب « 3 » و برگ چكندر و برگ خطمى و سوسن « 4 » و انجير بستى و پرسياوشان و تخم خيار و خربزه و روغن شيره « 5 » و ضمادى از تخم كتّان و حلبه و تخم « 6 » خطمى و شبث و بابونه و اشق و علك البطم سازند و از بيرون پيه بط و پيه مرغ خانگى و مغز ساق گاو بگذارند و اندكى مقل و ريتبانه اندر وى كنند و بسرشند و طلا كنند « 7 » و غذا سبوس ، آب با عسل و روغن بادام .
سوختن آب تاختن و بول خون .
اگر آغاز علّت « 8 » از گرده بود خون
هامش
( 1 ) . ب : بسيار زيان دارد .
( 2 ) . ب : بزك .
( 3 ) . ب : « كرنب » ندارد .
( 4 ) . ب : سبوس .
( 5 ) . الف : شير .
( 6 ) . ب : « تخم » ندارد .
( 7 ) . ب : مىكند .
( 8 ) . ب : علت بود .