دارچينى ، راستا راست با عسل معجون كنند شربت يك مثقال .
باب 26 - اندر انواع استسقا :
استسقا سه نوع است طبلى و زقّى و لحمى . اما نشان « 1 » طبلى [ الف - 31 ] آن است كه ناف بيرون آيد و شكم گران نباشد و اگر دست بر وى نهند آواز طبل آيد و نشان زقّى آن است كه شكم گران بود و اگر دست بر وى نهند همچون مشكى پر آب بود و نشان لحمى آن است كه اندامها آماسيده بود و انگشت بر وى نهند در وى بنشيند و يك زمان همچون « 2 » بماند پس به جاى باز آيد و رنگ او چون رنگ اندام زندگان نباشد و اندر بيشتر وقتها طبع نرم بود . علاج : اندر طبلى شكم را گرم بايد داشت به سبوس گرم و ارزن گرم و نمك گرم و به پوست « 3 » سمور و روباه پوشيده داشتن و ماء الاصول با فنداديقون دادن و هر بامداد قدرى زيره و كندر خاييدن سود دارد و غذا نخوداب به روغن جوز يا سعتر « 4 » و زيره ، و اما اندر زقّى « 5 » بهترين علاج « 6 » تشنگى است و گرسنگى و از ديدن و به كار داشتن آب بازداشتن و هر روز يا هر سه روز قى فرمودن و هر بامداد رياضت معتدل كردن و اندر گرمابه خشك عرق آوردن و اندر ديگ گرم نشاندن ، چنان كه سر او اندر آفتاب نباشد و تن او اندر آفتاب باشد و آب معدنى زاك سود دارد و آب معدن گوگرد به
هامش
( 1 ) . ب : « نشان » ندارد .
( 2 ) . ب : همچنان .
( 3 ) . الف : « پوست » ندارد .
( 4 ) . الف : سعت .
( 5 ) . الف : زرقى .
( 6 ) . الف : علاجى .