تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
حب غاريقون استفراغ صواب است . صفت آن « 1 » غاريقون ده درم ، عصارهء غافت و ريوند چينى از هر يكى دو درم ، شكر طبرزد ده درم هر بامداد يك درم بدهند و اگر اسهال اسراف كند بازگيرند و شير شتر اعرابى و بول آن سود دارد و غذا : نان بريان و در خمير او تخم باديان و تخم كرفس و نانخواه « 2 » سرشته و نخوداب به روغن پسته و روغن « 3 » بادام و ترب خام چندانكه بخورد روا باشد و اگر از گوشت صبورى نتواند كرد نخوداب دهند چنان كه در اول كتاب ياد كرده آمده است يا قدرى شراب دهند . و اما اندر علاج لحمى قى فرمايند و رياضت معتدل و معده را به ايارج فيقرا پاك بايد كردن « 4 » و دماغ را به غرغره و اندر آب درياها و معدنها « 5 » نشاندن سود دارد صفت گل كلايخ كه اندر استسقا كه « 6 » با تب بود سود دارد : بگيرند برگ مازريون مدبر و هليله زرد و كابلى « 7 » و فاريقون از هر يكى پنج درم ، عصارهء افسنتين سه درم ، بيخ سوسن آسمان گون و گل سرخ و تخم كسنى و تخم خيار « 8 » و خيار بادرنگ « 9 » پاك كرده و آب سوسن « 10 » از هر يكى دو درم بكوبند و بپزند و بگيرند فلوس خيار شنبر و فانيد و ترنگبين از هر يكى پانزده درم ،
هامش
( 1 ) . ب : « آن » ندارد . ( 2 ) . الف : نخواه . ( 3 ) . ب : « و روغن » ندارد . ( 4 ) . ب : كرد . ( 5 ) . ب : دريا و معدنيها . ( 6 ) . ب : « كه » ندارد . ( 7 ) . الف : « و كابلى » ندارد . ( 8 ) . ب : خيارين . ( 9 ) . ب : « خيار بادرنگ » ندارد . ( 10 ) . ب : رب السوس .