تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
كسنى با آب باديان تر « 1 » آميخته دهند و آب عنب الثّعلب به آب كرفس آميخته و ايارج فيقرا و غاريقون از هر يكى يك مثقال حب كنند و بدهند و دو درم غاريقون با بيست درم سكنگبين نافع بود و برگ بيد به سايه خشك كرده هر بامداد يك درم با شكر سوده بدهند و « 2 » اگر قدحى از چوب گز سازند « 3 » و طعام و شراب در آنجا خورند بىخبر بيمار علّت از وى زايل شود و سبوس و سركه بجوشانند و نمدى به اندازه موضع برند و بدان سركه تر كنند و بر « 4 » وى نهند و ببندند نافع بود . « 5 » سپرز سرد را ماء الاصول دهند با روغن بادام تلخ و چهار دانگ ترياق اربعه و روى گداخته و افتيمون و پوست بيخ كبر كوفته و بيخته به انگبين بسرشند مقدار پنج درم نافع بود و اشق به سركه حل كرده و مغز بادام تلخ كوفته و برگ سداب خشك كوفته راستا راست بسرشند و ضماد كنند و انجير « 6 » به سركه پخته « 7 » و خردل كوفته و پوست بيخ كبر كوفته به هم بسرشند ضمادى نافع است و سكنگبين گل عنصل كه ياد كرده آمده است نافع است . « 8 » [ ب - 30 ]
هامش
( 1 ) . ب : بر . ( 2 ) . ب : و صفت . ( 3 ) . ب : بسازند . ( 4 ) . ب : به . ( 5 ) . الف : « نافع بود » ندارد . ( 6 ) . ب : انجير بستى . ( 7 ) . ب : « پخته » ندارد . ( 8 ) . ب : « نافع است » ندارد .
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 147 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق