روغن افسنتين « 1 » و روغن بادام تلخ و دو دانگ سنگ جگر گرگ خشك كرده و كوفته و دانگى ريوند چينى « 2 » با مقدارى گلشكر موافق بود سه روز پيوسته دهند و اگر سر شب وقت خواب اثاناسياى « 3 » بزرگ دهند صواب بود و ضماد از اين نوع سازند . بگيرند مصطكى و صبر و افسنتين رومى « 4 » از هر يكى دو درم عود خام و مشك و سنبل از هر يكى سه درم [ الف - 30 ] زعفران يك درم با موم روغن ياسمين بسرشند و برنهند و قرص ريوند نافع بود .
صفت آن : بگيرند ريوند هشت درم فوه لك « 5 » مغسول از هر يكى چهار درم ، تخم كرفس و افيون و غافت از هر يكى سه درم ، بكوبند و بپزند و به سكنگبين بسرشند و اقراص « 6 » كنند ، شربت يك مثقال با گلشكر و اين اقراص اندر تبها و بيماريهاى بلغمى سود دارد و كسى را كه زخمى رسيده باشد سود دارد و معجون امرو سياجگر سپرز سرد « 7 » را سود دارد و اندر ابتداى استسقا هم « 8 » سود دارد و سدّه بگشايد و سنگ گرده و مثانه بريزد « 9 » و بيرون آرد . صفت آن : بگيرند دوقو و زيره كرمانى و عود بلسان و سليخه و قردمانا و تخم كرفس و فقاح اذخر « 10 » از
هامش
( 1 ) . الف : فسنق .
( 2 ) . ب : دارچينى .
( 3 ) . ب : اياماسيا .
( 4 ) . ب : مروى .
( 5 ) . الف : فوه و لك .
( 6 ) . ب : اقراص .
( 7 ) . ب : « سرد » ندارد .
( 8 ) . ب : « هم » ندارد .
( 9 ) . ب : « بريزد » ندارد .
( 10 ) . ب : فقاح الاذخر .