صفت حبّى كه نافع بود .
« 1 » هليلهء سياه و بلبله و آمله و شيطرج هندى و عاقرقرحا و نوشادر و فلفل و دارفلفل و تخم گندنا و مقل راستار است مقل را به آب مويز حل كنند و داروها بدان بسرشند و حب كنند ، شربت سه درم نافع بود . « 2 »
باب 22 - اندر بيماريهاى جگر :
جگر گرم را رگ با سليق زنند و آب تخم خرفه دهند يا سكنگبين « 3 » و آب كسنى و آب عنب الثّعلب و شراب زرشك و كشكاب به روغن بادام دهند و طبع را به آن ميوهها « 4 » يا به آب كسنى و عنب الثّعلب و خيار شنبر در وى حل كرده نرم كنند و اگر طبع نرم بود قرص طباشير « 5 » دهند بدين صفت : بگيرند طباشير و گل ارمنى و شاه بلوط و بزر حماض و زرشك پاك كرده و گل سرخ و صمغ بريان كرده و سرطان بريان كرده راستار است بكوبند و بپزند و شربت سه درم با ربّ آبى و ضمادى از صندل و گل و تراشه كدوى تر و برگ مورد و اندكى مصطكى « 6 » و دارچينى و آب عنب الثّعلب و آب برگ مورد و آب كوك سازند . جگر سرد را زبان « 7 » سپيد بود و رنگ روى رصاصى و بول غليظ و اشتها « 8 » باشد و ليكن دشوار گوارد . علاج : ماء الاصول دهند با
هامش
( 1 ) . ب : است .
( 2 ) . الف : « نافع بود » ندارد .
( 3 ) . ب : باسكر .
( 4 ) . ب : طبع را به آب مپه .
( 5 ) . ب : قرص كهربا طباشير .
( 6 ) . ب : « مصطكى » ندارد .
( 7 ) . ب : زبان روى .
( 8 ) . ب : اسهال .