بياميزند و پنبه بدان آلوده كنند و به خويشتن « 1 » بردارند و طفل را برگ شفتالوى « 2 » كوفته بر شكم نهند و شونيز به سركه سايند « 3 » و بر شكم و ناف او طلا كنند .
صفت اطريفل از جهت خداوند حبّ القرع بگيرند :
برنگ كابلى مقشّر ده درم تربد و حب النيل و قسط از هر يكى پنج درم و قنبيل و ترمس و افسنتين رومى وسخ ارمنى « 4 » و افتيمون رومى و نمك هندى و خردل سپيد و شحم حنظل و سعد و راسن از هر يكى سه درم و نيم بكوبند و بپزند و به انگبين مصفّى بسرشند ، شربت چهار درم و بداند كه افسنيتن رومى و افتيمون و نعناع و شونيز و قردمانا و پودنه جويبارى خوردن و ضماد كردن كرم را هلاك كند و بيخ او پاكيزه دارد . « 5 »
باب 21 - اندر بيماريهاى مقعد : بيرون آمدن مقعد :
بگيرند مازوى نيم كوفته و نار پوست و خرنوب نبطى و برگ مورد در آب بپزند و در آن آب نشينند يا خرقه بدان تر مىكنند و به خويشتن باز مىنهند و گلنار و مازو و نارپوست و صدف سوخته و اقاقيه و شب يمانى « 6 » و اسفيداج مغسول بكوبند و بپزند و بدان « 7 » موضع نهند و به جاى باز برند و ببندند و اگر سردى غلبه دارد و مرزنگوش زيادت كند و دارو به شراب قابض
هامش
( 1 ) . ب : خويش .
( 2 ) . ب : شفتالوى تر .
( 3 ) . ب : بستانند .
( 4 ) . ب : رومى .
( 5 ) . ب : گرداند .
( 6 ) . الف : شب .
( 7 ) . ب : برآن .