چون گشاده شود جلاب و كشكاب و ماء العسل دهند تا پاك شود و بگيرند كندر و دم الاخوين از هر يكى پنج « 1 » درم ، گل سرخ و گلنار و كهربا از هر يكى دو درم « 2 » ، گل ارمنى سه درم ، شربت دو درم با ربّ « 3 » سيب و ببايد دانست كه معده بر شكل كدوست از ليف بافته ، ليفهاى او از پى است كه به تازى عصب گويند و اين ليفها بعضى از دراز است « 4 » و بعضى از پهنا و بعضى به اريب نهاده است و كارهاى « 5 » معده به اين « 6 » ليفهاست و از بيماريهاى معده هيچ چيز بدتر « 7 » از آن نيست كه بافتگى « 8 » او سست شود « 9 » از بهر آنكه بيمارى كه اندر گوهر او افتد مزاجى نباشد تا شربت موافق علاج پذيرد و يا پرهيز « 10 » ميسّر شود ، « 11 » دارو و مادّه « 12 » نباشد تا « 13 » استفراغ سود دارد و ليكن سستى اندر نهاد گوهر او بود بدين سبب بر غذا مشتمل نشود ، يعنى كه وى « 14 » اندر نيايد ، چنان كه بايد و هضم نيفتد ، « 15 » چنان كه بايد . بدين سبب تن « 16 » از غذاها بهره نيابد
هامش
( 1 ) . الف : « دو » .
( 2 ) . الف : « گل سرخ و گلنار و كهربا از هر يكى دو درم » ندارد .
( 3 ) . ب : آب .
( 4 ) . ب : دست راست .
( 5 ) . ب : مادها .
( 6 ) . ب : بدين .
( 7 ) . الف ، ب : بتر .
( 8 ) . ب : تافتگى .
( 9 ) . ب : بود .
( 10 ) . ب : پير .
( 11 ) . ب : پرهيز سود دارد .
( 12 ) . ب : ماكه .
( 13 ) . ب : با .
( 14 ) . ب : كردار .
( 15 ) . ب : نيوفتد .
( 16 ) . ب : تن را .