بيست درم به لعاب بذر كتّان بسرشند و ضماد « 1 » كنند . صفت ضمادى ديگر حلبه و تخم كتّان و شبث و بنفشه و خطمى و بابونه و مصطكى از هر يكى پنج درم ، سنبل و سعد و قصب الذّريره « 2 » از هر يكى دو درم ، موم سه درم ، روغن بابونه بيست درم ، آماس سخت را نرم كند .
صفت ضمادى قوىتر : بگيرند حلبه و تخم كرنب « 3 » و حبّ بلسان و تخم كتّان از هر يكى ده درم قردمانا و ايرسا و بادام تلخ و قسط و مرو سنبل و سعد از هر يكى پنج درم ، مقل هفت درم ، مصطكى « 4 » و ميبه « 5 » تر و راسن از هر يكى سه درم ، روغن بابونه بيست درم ، پيه بط و بارزد و موم از هر يكى سه درم ، شراب بيست درم ، صمغها اندر شراب حل كنند و داروها بكوبند و بپزند و موم روغن اندر گذارند با پيه بط جمله « 6 » را بسرشند و ضماد « 7 » كنند و اگر طريق گشادن دارد نشان او چنان بود كه تب و درد زايل گردد و آماس بماند « 8 » هر روز دو اوقيه طبيخ « 9 » انجير و ده درم لعاب حلبه و ده درم تخم كتّان و سه درم يا چهار درم خمير ترش در وى حل كنند و دانگى صبر و دو دانگ زعفران بدهند و اگر دير گشاده شود اندكى خردل دهند و به جاى آب ماء العسل دهند و
هامش
( 1 ) . ب : ضمادى .
( 2 ) . ب : الزريره .
( 3 ) . ب : تخم كتان و كرنب .
( 4 ) . ب : « مصطكى » ندارد .
( 5 ) . الف : ميعه .
( 6 ) . الف : « جمله » ندارد .
( 7 ) . ب : ضمادى .
( 8 ) . الف : نماند .
( 9 ) . ب : « طبيخ » ندارد .