كنند و ضمادى از آب مورد و آب سيب « 1 » و آب آبى و گلاب و صندل و موم روغن گل بسازند « 2 » و بر معده نهند و تراشهء كدوى تر و آبى و ساق خرفه « 3 » به هم جمع كنند و برنهند و از پس چهار روز هر بامداد مقدار سى درم آب كسنى يا آب عنب الثّعلب دهند جوشانيده و كفك « 4 » برداشته و مقدار پنج درم فلوس خيار شنبر در وى حل كرده و پس از هفت روز آب كرفس و آب باديان به آن بياميزند و اندر اين ميان غذا كشكاب دهند با مزوّرهء ماش مقشّر و به جاى آب جلاب دهند . « 5 »
بدين صفت : گل سرخ شش درم ، بيخ سوسن و سنبل از هر يكى چهار درم ، طباشير پنج درم [ 25 - ب ] شربت يك درم و اگر آماس كهن گردد قرص گل بدين صفت دهند : گل سرخ شش درم ، بيخ سوسن آسمان گون و سنبل از هر يكى چهار درم ، اكليل الملك و بابونه و اذفر از هر يكى سه درم ، كهربا و مصطكى از هر يكى دو درم ، به شراب انگور « 6 » بسرشند و قرص كنند ، شربت دو درم و اگر آماس سخت گردد ، بنفشه خشك ده درم ، گل سرخ و سنبل از هر يكى شش درم ، سعد و قصب الذّريره « 7 » و اذفر از هر يكى دو درم ، مصطكى سه درم ، آرد حلبه
هامش
( 1 ) . ب : « آب سيب » ندارد .
( 2 ) . ب : « بسازند » ندارد .
( 3 ) . ب : حرم .
( 4 ) . ب : كف .
( 5 ) . ب : « جلاب دهند و قرص گل دهند » .
( 6 ) . ب : انگورى .
( 7 ) . ب : الزريره .