درم ، شربت يك مثقال يا دو درم اندر آب انار يا شراب نعناع سود دارد . « 1 »
تشنگى به افراط
را بگيرند كدوى تر و شيرين « 2 » و خربزه هندى و امرود چينى و آب بستانند به رسم گلابگيران و همسنگ آن آب گلاب به كافور خوشبوى كرده به آن بياميزند و مقدار « 3 » ربع هم آب غوره به « 4 » آن بياميزند و سرد كنند و مىخورند و نگين ياقوت را شب « 5 » اندر دهان گيرد تشنگى زايل شود « 6 » و دانهء آلوى سياه « 7 » ترش اندر دهان داشتن تر « 8 » دارد و تشنگى زايل كند و گفتهاند كه اگر به آن آب كه اندر كدو « 9 » و غير آن گرفته « 10 » باشند و با گلاب آميخته چنان كه وصف كرده آمد « 11 » ربع قدر « 12 » همه شراب انگورى سپيد و رقيق و معطّر بياميزند تشنگى بنشاند و اگر اندر معده بلغم شور باشد پاك سازد . « 13 »
صفت حبّى كه اندر دهان دارد تشنگى بنشاند :
« 14 » بگيرند تخم كوك
هامش
( 1 ) . الف : « سود دارد » ندارد .
( 2 ) . شيرين و تر .
( 3 ) . ب : « مقدار » ندارد .
( 4 ) . ب : با .
( 5 ) . ب : ياقوت يا به شب .
( 6 ) . ب : گردد .
( 7 ) . ب : گردد و اندكى برف .
( 8 ) . ب : دهان نهادن .
( 9 ) . ب : آب كه از كدورت .
( 10 ) . الف : كوفته .
( 11 ) . ب : كردهاند .
( 12 ) . ب : وزن .
( 13 ) . ب : « و اگر اندر معده بلغم شور باشد پاك سازد » ندارد .
( 14 ) . ب : « صفت حبى كه اندر دهان دارد تشنگى بنشاند » ندارد .