و اين هر دو عصارهى قرظ « 1 » است ذكرش كرده آيد اندر باب قاف با قرظ « 2 » بهم .
آذربوى
آذربوى « 3 » دو جنس است ، و او گياهى است بيخش را عرطنيفه « 4 » گويند و چون بكوبند و از او كوچكى « 5 » اندر مطبوخ كنند يا اندر مثلث زهرهاى قاتل را سود دارد ، و زخم هوام را ، و گر زنى آبستن از وى به زير برگيرد كودك از وى بيفتد ، و گر ناآبستن باشد و همى دير آبستن گردد ، چون از او به زير برگيرد آبستن شود . بيخ و تخم و گياهش همه گرم و خشك است اندر درجهى سيم و فالج « 6 » و لقوه « 7 » را سود كند ، و اندر او تحليل است ، مادههاى غليظ ببرد ، و گرمى بسيار كند ، و نيز خشكى كند كسى را كه اندامش سست شده باشد .
آذريون
آذريون « 8 » سه جنس است قوت هر سه چون قوّت اقحوان است ، و بهترينش زرد بود ، و او گرم و خشك است اندر آخر درجهى دوم ، و اندر او تحليل است از جهت اين آماسهاى سخت را به كند چون بروغن گاو يا بديگر روغنها بياميزى .
هامش
( 1 و 2 ) - قرظ در لغت بمعنى برگ درخت سلم كه با آن دباغت پوست كنند و در مخزن ميوهء درخت سنط كه از آن صمغ عربى مىگيرند نوشته شده و بهرتقدير بظاء الف دار است نه ضاد ليكن در نسخهء اصل در هر دو موضع بضاد نوشته شده است .
( 3 ) - در لغت بمعنى گل اشنان نوشته شده و صاحب مخزن گويد بيخ نباتى است كه به فارسى چوهء صباغان گويند ، آذربويه هم گويند .
( 4 ) - اين كلمه در مخزن و تحفه و بعضى مآخذ ديگر عرطنيثا نوشته شده است
( 5 ) - كوچك در اين كتاب در چند موضع بمعنى اندك و كم استعمال شده است .
( 6 ) - بر وزن خارج : بىحسى نيمهء بدن است در طول از سر تا پاى .
( 7 ) - بفتح لام : استرخاء اعصاب صورت . ت .
( 8 ) - در برهان جامع است كه آذرگون و آذريون نوعى از لاله كه كنارش سرخ و ميانش سياه باشد و بعضى گياه ديگر و بمعنى نوعى از بابونه و گل هميشهبهار نيز گفتهاند و در مخزن مىنويسد گل آفتابپرست است و آذريون بمعنى آتشگون است .