تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤

باب على حرف اللّام « 1 »

لاذن

لاذن « 2 » گرم است اندر درجه‌ى سيم ، ترّ است اندر درجه‌ى اوّل ، لطيف است ، قبضى اندك دارد ، خلطهاى غليظ ببرّد ، تحليل افكند باعتدال ، آماسها را بنشاند مويى را كه همىفشاند از ضعيفى پوست برآرد ، و اصلش قوى گرداند ، مسامها ببندد ، و سختيها را اندر معده و جگر نرم گرداند چون از سردى و ضعيفى رسيده باشد « 3 » .

لازورد

لازورد « 4 » اسهال سودا كند ، و ماليخوليا را سود كند ، و چون بكوبند و اندر چشم كشند مژه را بروياند ، و اندر باليدنش زيادت كند ، و قوى گرداندش و او گرم است اندر درجه‌ى دوم ، خشك اندر درجه‌ى اوّل .
هامش
( 1 ) - ظ : حرف اللا بوده يا حرف اللام الف . ( 2 ) - بفتح ذال معجمه يا دال مهمله رطوبتى غليظ و چسبنده كه از ساق و برگ درختى كوهى به عمل مىآيد و خالص آنكه لادن عنبرى گويند در نهايت خوشبويى است . ت . ( 3 ) - نص : رسيد باشد . و رسيدن در اينجا بمعنى بنهايت درجه رسيدن است . ( 4 ) - سنگى است صلب و صاف و براق و نيلىرنگ كه از كاشغر آرند و آن را بتعريب لاجورد مىگويند . اين سنگ را در رنگ لاجوردى كه در نقاشى معروف است به كار مىبرند . لاژورد هم مىنويسند .