سود كند چون اندر چشم كشند آن زهرهيى كه حاضر بود با آب رازيانه ، و بهتر و قويتر زهرهاى جانوران از چهارپايان به چشم روشن كردن ، زهرهى گاو نرّ است بكند « 1 » ، و از پس او زهرهى كفتار ، پس زهرهى خرس ، پس زهرهى خروس ، و از پس او زهرهى بز ، و آنگه زهرهى گوسپند و از پس او زهرهى خوك ، امّا زهرهى مرغان همه گرم و لدّاغ است و قوى ، و زهرهى خروس و درّاج و كبك قويتر است ، و اندر علاج چشم بهتر به كار آيد ، امّا زهرهى عقاب « 2 » و آن باز سخت لدّاغ است و تيزيى تيز دارد و گوشت خورد و رنگش خود ديدار « 3 » بود كه زنگارى باشد ، و بود كه سياه باشد نيز ، و زهرهى آهو نيز گويند تاريكى چشم را سود دارد ، و از اين زهرهها هرچه رنگش زرد باشد بهتر بود ، و چون بسوزند خود سياه گردد ، يا زنگارى ، يا لاژوردى ، و آنكه بر اين رنگ بود از تشنگى آن مرغ باشد كه گرمى در او كار كرده بود يا تشنگى ، پس آن علّت رساند ، و جز آن زهره به كار نبايد برد كه رنگش بطبع خويش زرد باشد ، كه آب از چشم بكشد ، و زهرهى شبّوط همچنين است و اما زهرهى خوك درد گوش و ريش وى را سود كند ، و گر آن ريش سخت بد بود زهرهى كل بز « 4 » بهتر بود ، و زهرهى گاو فحل بواسير را چون بر او نهند رگهاى وى را بگشايد ، و گر بر مقعده طلا كنند قولنج بگشايد چون به ورق « 5 » و شحم حنظل « 6 » و
هامش
( 1 ) - در نص بالاى كاف اين كلمه ضمه نهاده شده و معنى آن بسته و مقيد و مقصود زهرهء گاوى است مفيد است ( * ) كه در يك جاى بسته بود زيرا تأثير زهرهء حيوان بتصريح صاحب مخزن در حالات مختلف از سيرى و گرسنگى و سيرابى و تشنگى و وحشى و اهلى بودن و رياضت و تعب و دوندگى و سرعت سير و پرواز و راحت و آرام و يك جا بستن و در قفص بودن و تعليف باشياى حاره و بارده مختلف مىباشد .
( * ) - عين عبارت مرحوم بهمنيار و ناشى از تفرّق حواس است و صحيح آن : مقصود آنكه زهرهء گاوى مفيد است . . . .
( 2 ) - بضم اول : مرغى شكارى كه به فارسى إله بفتح همزه و ضم لام گويند و بعضى بمرغ مردارخوار تفسير كردهاند كه ظاهرا كرگس باشد .
( 3 ) - ش : نمايان و آشكار و مشهود .
( 4 ) - ش : بز نر .
( 5 ) - بذيل صفحهى 182 رقم 3 رجوع شود .
( 6 ) - بذيل صفحهى 73 رقم 8 رجوع شود .