باب على حرف النّون
نبق
نبق « 1 » هرچه ترّ است سرد و ترّ است ، و بلغم انگيزد ، و آنكه خشك است اسهال را ببندد ، و صفرا بشكند ، و سعال را بد است ، و پستش همچنين ، و برگ وى را سدر « 2 » خوانند ، نرم گرداند ، و آماس گرم بنشاند و بپزد چون دير همى پخته شود و اندر او بعضى جلاست ، كلف از روى ببرد ، و اصل موى قوى گرداند تا بنريزد ، و قوّتش بقوّت خطمى نزديك است ، و پست وى معده را نيك بود ، طبيعت ببندد ، و محروران را شايد ، و صفرا بشكند .
نارجيل
نارجيل « 3 » گوز هندى باشد ، و نرم است غذا دهد بسيار ، و دير گوارد و اندر منى بفزايد ، و چون كهن شد گرمى بيش دارد ، و خشكى گيرد و طبعش ببندد ، و گرم « * » اندر شكم بكشد ، تن فربه گرداند ، و خون بيفزايد ، و پوست وى خشك است سخت ، گلو و حلق را بد بود ، و اصلاحش شكر طبرزد است با شيرخشت .
نانخواه
نانخواه « 4 » گرم است و خشك اندر درجهى سيم ، ادرار البول آرد ، و
هامش
( 1 ) - بر وزن برق و رزق و شفق و كتف : ميوهى درخت كنار كه عربيش سدر است .
( 2 ) - بكسر اول : برك درخت كنار كه بعضى كوبيدهى آن را مانند صابون در شستن سر و تن به كار مىبرند .
( 3 ) - ميوهى درختى است در هندوستان از هر جهت شبيه بنخل كه خرما دهد جز آنكه ميوه و ثمرش نارجيل است .
( 4 ) - زينيان كه به عربى كمون ملوكى ( زيرهء شاهانه ) گويند .
( * ) - در متن ماشين شده كه از نظر مرحوم بهمنيار گذشته است ، چنين است ولى ظاهرا بايد كرم بكاف باشد .